البته چه خوب میشد اگر امکانش بود. منظورم تونل زمان برای برگشت به گذشته است نه به خاطر تماشای فیلم بلکه برای حضور در تمام وقایعی که در گذشته اتفاق افتاده و ما به وقت صحبت دربارهاش مدام میگوییم اگر من بودم چنین و چنان میکردم و همه اتفاقاتی که امروز از رخ دادنش دل چرکینی داریم و اگر در آن تونل داخل میشدیم شاید میتوانستیم از بروزش جلوگیری کنیم، اما چه حیف که زندگی مثل سینما تونل زمان ندارد. اگرچه تصاویر ۱۲۰سال پیش ثبت شده توسط برادران لومیر حالا خیلی سادهتر از آن است تا کسی را بترساند، اما قدرت جادویی سینما آنقدر کم نشده تا توان تاثیرگذاریاش از دست رفته باشد. هنوز هم به هنگام تماشای فیلم بینندگان ترس، شادی، اشک و لبخند را تجربه میکنند. تجربهای که در ایران، اولینبار در تبریز و پس از ۵سال از نمایش فیلم در گراند کافه بولوار کاپوسین نصیب عدهای از هموطنانمان شد. هموطنانی که با سفر مظفرالدینشاه به فرنگ و آشنایی او با سینماتوگراف فرصت تماشای فیلم بر روی پرده سفید را پیدا کردند. فرصتی که بعدها نصیب مردم قزوین شد و آنها نیز به خاطر حضور نیروهای متفقین و سربازان روس در شهر امکان تماشای فیلم در سالن روباز و فضاهای میدانی نصیبشان شد.
امروز: یک روز سینمای دیگر
۲۱شهریور یک روز دیگر برای سینما است. سینمایی که سالنهای نمایش فیلمش در استان قزوین اوضاع خوبی ندارد. سینما آریایش تبدیل به سالنی متروکه شده، ایرانش انبار است (کاش انبار فیلم بود)، سینما ب ب مبدل به رستوران شده و… بگذریم، اما تماشای فیلم در اینجا هم مثل همه جای ایران (شاید همهی دنیا) بهتر شده است. مردم در خانههایشان به صورت خانوادگی فیلم میبینند. فیلمهایی که مثل فیلمهای ویدیویی چند سال قبل دیگر تار نیست. صاف صاف. بیخش. بیخط و… و البته تمیزتر از فیلمهای روی پرده! فقط حیف حس جمعی را ندارد؛ اگر هم دارد کم دارد. تماشاچیان نهایتا اعضای یک خانوادهاند. خانوادهای که گپ میزنند، چای مینوشند، پاسخ تلفن را میدهند و… فیلم هم میبینند. حس ترس، شادی، اندوه و… هم هست؛ هست، اما کم هست. دور تند هم هست. دور تندی که فیلم را ببرد جلو. صحنهها را به دلخواه میتوانی حذف کنی. صحنههایی که بعضی وقتها نباید حذف شود و… . ۲۱ شهریور روز سینما است. روزی که قرار است در آن به یاد سینما باشم. سینمایی که برای شیفتگان تصویر متحرک هیچوقت از یاد خارج نمیشود.
فردا: رویایی فردی
تکلیف نمایش فیلم در آینده چه خواهد شد؟ آیا عینکی به چشم میزنیم و خودمان تنهایی رو به جایی مینشینیم؟ مینشینیم و هدفون به گوش، تک و تنها فیلم میبینیم؟ فیلمی که از عینک تصویرش را و با هدفون صدایش را میشنویم. آن هم تک و تنها… نمیدانم؛ اما تا همان فردا باید صبر کرد…
حسن لطفی


