دستفروشی برای کودکان خطرناک هم هست و کم پیش میآید که دستفروشی خردسالان فقط به فروش ختم شود و تحت همـین پوشش انواع سوءاستفاده ها از آنها صورت نگیرد .
تا بنگری و نظر کنی که چاره کار چیست؟ یادت می آید که بیکاری ما در هزار ناهنجاری و زشتی است، سرمایه گذاری که نباشد شغلهای خوب و مولد و آبرومندانه هم کم می شوند و بینوایان راهی جلوی خود نمی بینند جز اینکه آسان ترین و کم خرج ترین و در دسترس ترین درآمدها را پیدا کنند و همه چیز خود و جامعه خویش را صرف بدست آوردن لقمه ای نان نمایند.
دستفروشی که از فقر وتنگدستی و بیمهارتی و ساختارهای معیوب جامعه نشات می گیرد سایه به سایه تکدی گری و قاچاق و خلاف و جیب بری و کلاهبرداری حرکت می کند و سطح لغزنده اش هر آن، فروشنده ایستاده و سرگردان را در معرض تخلف از قانون و در پرتگاه خطر سوق می دهد. مگر می شود صبح تا شب در خیابان بود و خارج از هر گونه نظارتی با صدها آدم و عابر الوان روبرو شد و زنگ خطر را نشنید؟
حالا که دختران و زنان و کودکان هم به خیل فروشندگان ایستاده پیوسته اند واضح است که خطرآفرینان و فرصت طلبان از راه می رسند و هر کدام به فراخور توان و زیرکی خود از این بستر آماده سود می جویند و گاهی دست فروش بینوا را به ناکجاآباد بزهکاری و اعتیاد و قاچاق و بی اخلاقی پرتاب میکنند. کاش میشد بر واقعیت موجود دستفروشی مهر رسمیت زد و حساب و کتابی فراهم نمود و آنها را تحت نظارت گرفت و برایشان شناسنامه کار صادر کرد.
از سوی دیگر، اجناسی که دستفروشان به مشتریان خود میفروشند، مالیات ندارد و به همین دلیل، آنها را نسبت به مغازهدارها ارزان تر میفروشند. این عمل علاوه بر این که قانونی نیست، زیرپا گذشتن حقوق شهروندان و از جمله همان کسانی است که اجناس را از دستفروشان میخرند. علاوه بر آن، بسیاری از آنها فاقد کیفیت مناسب بوده یا تاریخ مصرف آنها گذشته است که این اعمل خود جرم محسوب میشود. براساس تعابیر قانونی، تکدیگری جرم محسوب میشود و فرد متکدی مستوجب مجازات است. در حال حاضر متکدیان به دستفروشی روی آوردهاند تا از جرم تکدیگری رهایی بیابند در واقع برخی از این دستفروشان متکدی هستند.
به هر حال پدیده دست فروشی خصوصا از نوع بی ضابطه و آسیب زایش مثل دیگر مشکلات جامعه نیازمند مطالعه، رسیدگی، نظارت، چاره یابی، آسیب زدایی و حتی نظم و انضباط قانونگرایانه است که متولیان امر به جای نادیده گرفتنش به صورت علمی به آن توجه کنند و از عوارض منفی اش جلوگیری به عمل آورند.
تا بنگری و نظر کنی که چاره کار چیست؟ یادت می آید که بیکاری ما در هزار ناهنجاری و زشتی است، سرمایه گذاری که نباشد شغلهای خوب و مولد و آبرومندانه هم کم می شوند و بینوایان راهی جلوی خود نمی بینند جز اینکه آسان ترین و کم خرج ترین و در دسترس ترین درآمدها را پیدا کنند و همه چیز خود و جامعه خویش را صرف بدست آوردن لقمه ای نان نمایند.
دستفروشی که از فقر وتنگدستی و بیمهارتی و ساختارهای معیوب جامعه نشات می گیرد سایه به سایه تکدی گری و قاچاق و خلاف و جیب بری و کلاهبرداری حرکت می کند و سطح لغزنده اش هر آن، فروشنده ایستاده و سرگردان را در معرض تخلف از قانون و در پرتگاه خطر سوق می دهد. مگر می شود صبح تا شب در خیابان بود و خارج از هر گونه نظارتی با صدها آدم و عابر الوان روبرو شد و زنگ خطر را نشنید؟
حالا که دختران و زنان و کودکان هم به خیل فروشندگان ایستاده پیوسته اند واضح است که خطرآفرینان و فرصت طلبان از راه می رسند و هر کدام به فراخور توان و زیرکی خود از این بستر آماده سود می جویند و گاهی دست فروش بینوا را به ناکجاآباد بزهکاری و اعتیاد و قاچاق و بی اخلاقی پرتاب میکنند. کاش میشد بر واقعیت موجود دستفروشی مهر رسمیت زد و حساب و کتابی فراهم نمود و آنها را تحت نظارت گرفت و برایشان شناسنامه کار صادر کرد.
از سوی دیگر، اجناسی که دستفروشان به مشتریان خود میفروشند، مالیات ندارد و به همین دلیل، آنها را نسبت به مغازهدارها ارزان تر میفروشند. این عمل علاوه بر این که قانونی نیست، زیرپا گذشتن حقوق شهروندان و از جمله همان کسانی است که اجناس را از دستفروشان میخرند. علاوه بر آن، بسیاری از آنها فاقد کیفیت مناسب بوده یا تاریخ مصرف آنها گذشته است که این اعمل خود جرم محسوب میشود. براساس تعابیر قانونی، تکدیگری جرم محسوب میشود و فرد متکدی مستوجب مجازات است. در حال حاضر متکدیان به دستفروشی روی آوردهاند تا از جرم تکدیگری رهایی بیابند در واقع برخی از این دستفروشان متکدی هستند.
به هر حال پدیده دست فروشی خصوصا از نوع بی ضابطه و آسیب زایش مثل دیگر مشکلات جامعه نیازمند مطالعه، رسیدگی، نظارت، چاره یابی، آسیب زدایی و حتی نظم و انضباط قانونگرایانه است که متولیان امر به جای نادیده گرفتنش به صورت علمی به آن توجه کنند و از عوارض منفی اش جلوگیری به عمل آورند.
زهرا علی زاده

