ریاست محترم شهرداری
محترما به عرض برسد، چند روز قبل گزارش دادم که یک رأس اسب دستش شکسته است و هیچ گونه قابل استفاده نمیباشد و علیق [خوراک چهارپایان] بیجا مصرف مینماید. دستور فرمایید در فروش اسب نامبرده اقدام نمایند که علیق بیجا مصرف نشود.
متصدی اصطبل شهرداری – علی ارباب – 9/7/1331
گزارش
ساعت ۳ بعدازظهر روز شنبه ۱۰/۱۲/۱۳۳۳، برای خاکبرداری سر تلّ میرزا رسول [محله بلاغی]، چرخ اسبی مشغول خاکبرداری بوده، سورچی [درشکه چی] چرخ مزبور به نام صفدر طاهرخانی رفتگر شماره ۶۰، در حال خالی کردن خاک بوده که یک مرتبه چرخ با اسب واژگون و به گودال افتاده، دفعتا از مغز اسب خون آمده و به واسطۀ تصادف سر ِ اسب به زمین، تلف گردیدهاست.
متصدی رفتوروب شهرداری – کیان زاد
ریاست محترم شهرداری
به عرض برسد، عینا گزارش علی ارباب سرپرست اصطبل در خصوص سَقط شدن اسب کُرند ِ سواری شعبۀ رفتوروب در شب ۷/۶/۱۳۳۶ از نظر مبارک میگذراند. چنانچه اجازه فرمایید، برای حمل اسب مزبور به خارج شهر اقدام شود.
متصدی رفتوروب شهرداری – کیان زاد
پینوشت شهردار ؛ امور مالی، سَقَط شدن اسب، بیشترش در اثر غفلت مهترها بوده که جداگانه در جریان تحقیق است. فعلا تا تنظیم صورت مجلس، لاشۀ اسب را به خارج منتقل نمایید.
اداره کل امور شهرداریهای وزارت کشور
محترما به عرض میرساند، طبق یک برگ صورت مجلس و ۴ برگ مفاصانامه که تقدیم میدارد، یک رأس اسب کُرَندِ پیشانی سفید این اداره در اثر دل درد سقط شده، مستدعی است اجازه فرمایید از ابواب جمعی کسر شود.
شهردار قزوین – 2/7/1336
شکوفه سلیمانی

