• امروز : چهارشنبه - ۶ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 11 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Wednesday - 27 May - 2026
راپورتچی

حاضر باش، بیدار باش!

  • کد خبر : 1592
  • 28 می 2014 - 12:25
حاضر باش، بیدار باش!
از روزگاری که نظمیه سر و سامان درستی نداشت و امور حراست و نگهبانی از اموال و جان و ناموس مردم در اختیار کدخدایان محلات بود سالیان درازی نگذشته است.

انگار همین دیروز بود که فریاد بیدارباش گزمه ها در محله‌های شهر، طنین انداز می‌شد و مردم، با خیال بیداری شبگردها، آسوده سر بر بالش می‌نهاند و شب را به صبح می رساندند. راپورتچی این شماره را به روایت زنده یاد محمدعلی گلریز از وضعیت نظیمه قزوین در دوره قاجاریه اختصاص داده ایم. روایتی که از «مینودر»، اثر ماندگار وی برداشت شده است:
«شب ها نگهبانی بازار با داروغه بود. کدخدا عباسعلی، کدخدای محلۀ قُملاق، کدخدایی بازار را هم بر عهده داشت و در چهار سوق ِ بزرگ توقف می کرد. ساعت دو از شب رفته، طبل ِ بردار و برچین و در ساعت سه، طبل ِ ببند و برو و در ساعت چهار، طبل ِ بگیر و ببند را می نواختند. پس از این ساعت، بابای محله با چند تن از گزمه های خود در نقطه ای که ناف محله قرار داشت و پاطوق خود قرار داده بود، جمع می شدند و هر چند دقیقه ای یک بار دسته جمعی داد می زدند: «حاضر باش، بیدار باش، از خانۀ خود خبردار باش!»
ضمنا تا صبح یک بار یا دو بار به کوچه‌ها و گذرهایی که احتمال داده می شد گذرگاه دزدان باشد، یا خانه هایی که امکان داشت طرف دستبرد واقع گردند، آمد و رفت نموده و هر بار هوئی می‌انداختند که صاحب خانه هوشیار باشد. شبگردهای بازار نخستین اقدامی که می‌کردند، بازرسی قفل‌های دکاکین بود که اگر احیانا کسی فراموش کرده بود دکانش را قفل کند، یا قفل دکان کاملا بسته نشده بود، می فرستادند عقب صاحب دکان می‌آمد و قفل دکان خود را می بست، یا آن که تا صبح مراقبت می‌کردند، همین که صاحب دکان می‌آمد، دکانش را تحویل می‌دادند، سپس به نوبت در بازار گردش می کردند و مواظب بودند که دکاکین و کاروانسراها مورد دستبرد واقع نشوند. شبگردها اسلحۀ گرم نداشتند. بعضی از آن ها کارد و دشنه و بعضی هم قمه یا شش پَر (چوبی که سرش یک آهن شش پَر به اندازۀ یک سیب متوسط نصب شده بود) داشتند. اگر کسی پس از نقارۀ آخر در کوچه ها دیده می شد، چنان که آشنا بود با او کاری نداشتند و اگر نمی شناختند، او را سرکیسه کرده، یعنی پولی گرفته، مرخَصش می کردند. اگر آشنا نبود، پول هم نداشت، بایستی در خدمت شبگردها شب را به صبح برساند. در عین حال کسانی را مرخص می‌کردند که نسبت به آنها ظنین و بدگمان نبودند و از ظاهرشان خوانده می شد که دزد یا اهل شر و فساد نیستند.»

شکوفه سلیمانی

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=1592

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.