بعضی صداها پیش از آنکه به گوش کسی برسند، در هیاهوی زندگی روزمره گم میشوند؛ صدای زنانی که مسئلهای در خانه، محل کار یا اجتماع دارند، اما سهمشان از رسانهها گاه تنها سکوت است. برای آنان دیدهشدن یک امتیاز نیست؛ نخستین قدم برای تغییر است و رسانه میتواند همان حلقهای باشد که میان رنجهای پنهان جامعه و میز تصمیمگیری مدیران پیوند برقرار میکند.
میگویند مطبوعات، رکن چهارم دموکراسیاند؛ اما وقتی ستونهای این رکن در استان قزوین زیر فشار بیتوجهی، بیپشتوانگی و بیاعتمادی خم میشود، چه میماند جز سکوت؟ در سرزمینی که رسانه میتواند جان مردم را نجات دهد، افکار عمومی را شکل دهد و مانع فساد شود، صدای روزنامهنگاران محلی گاه آنقدر کمرنگ است که گویی از ابتدا نبودهاند. این گزارش روایتی است از زیستن در حاشیه؛ از اهالی قلمی که همچنان ایستادهاند، با دستهای خالی، اما دلهایی پر از دغدغه؛ و از رسانههایی که در میانه طوفان، هنوز میخواهند چراغ تحلیل و حقیقت را روشن نگه دارند.