ساختوساز گران؛ خدمات مهندسی ارزان
مطالبهگری از تحریریه مستقل آغاز میشود
بانوان قزوینی؛ برندگان شب شکست
قزوین رتبه نخست پرداخت تسهیلات بانک مسکن را کسب کرد
«شمسآذر» بیهراس برابر پرسپولیس
وقتی قانون «تسهیل» وکالت را دشوار میکند
صدای زنان باشید
کمبود ارز و مواد اولیه؛ چالش صنایع در روزهای جنگ بود
خبرنگار همهکاره، پرسشهای کلیشهای، اقتصاد ناپایدار، دسترسی دشوار به اطلاعات و حذف منتقدان از نشستهای خبری؛ زنجیرهای از آسیبهاست که حرفهایگری را در رسانههای قزوین تهدید میکند و اجازه نمیدهد تحریریه، نقش واقعی خود را در مطالبهگری و نظارت بر قدرت ایفا کند.
صدای هنگدرام، پیش از آنکه دیده شود، شنیده میشود؛ صدایی که نه شبیه پیانو است، نه ضربآهنگ دف را دارد و نه میتوان آن را در قالب سازهای آشنای ایرانی تعریف کرد. اما کافی است چند دقیقه کنار نوازندهای بایستی که با انگشتانش بر بدنه فلزی این ساز ضربه میزند تا متوجه شوی مردم، بیش از آنکه به خود ساز خیره شوند، به حسی گوش میدهند که میان هیاهوی خیابان جاری شده است؛ حسی میان دلتنگی و آرامش.
این بار برای گشودن قلعه، نه منجنیقی به کار افتاد و نه سپاهی از گردنههای البرز گذشت. هزاران کیلومتر دورتر از صخرههای گازرخان، در سالن اجلاس میراث جهانی در بوسان کره جنوبی، نام «الموت» خوانده شد و زنی که یکربع قرن از عمر حرفهای خود را میان خاک، سنگ و دیوارهای فروریخته این کوهستان گذرانده بود، گریست.
گاهی بعضی آدمها بیهیاهو در دلها جا میمانند. «جعفر پوروزیری» از همان نسل بود؛ مردی که فوتبال را نه برای شهرت، که برای عشق، اخلاق و انسانیت زندگی کرد. او از معدود چهرههایی بود که در هر قدم، وقار، نظم و احترام را به یادگار گذاشت.