گریهاش، گریه یک مدیر یا یک باستانشناس نبود؛ اشکهای زنی بود که سالها بار سنگین یک آرزو را بر دوش کشیده بود. لحظه ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در یونسکو، اشکهای «حمیده چوبک» بیش از هر سخنی، روایتگر سالها پژوهش، پیگیری و ایستادگی برای حفظ بخشی از هویت تاریخی ایران بود.
این بار برای گشودن قلعه، نه منجنیقی به کار افتاد و نه سپاهی از گردنههای البرز گذشت. هزاران کیلومتر دورتر از صخرههای گازرخان، در سالن اجلاس میراث جهانی در بوسان کره جنوبی، نام «الموت» خوانده شد و زنی که یکربع قرن از عمر حرفهای خود را میان خاک، سنگ و دیوارهای فروریخته این کوهستان گذرانده بود، گریست.