«مهدی ایزدی»، از غرفهداران باسابقه و تولیدکننده باقلوای تنوری قزوین، میگوید: « با وجود مجوزهای قانونی، پرداخت کامل اجاره و پیروزی در مزایده شهرداری، هفته گذشته بیخبر با حکم تخلیه مواجه شده است. به گفته او، سازمان نوسازی مدعی شده تنور حجره به سازه تاریخی آسیب میزند، اما کارشناسان میراث فرهنگی و صندوق احیای تهران این ادعا را رد کردهاند.»
ایزدی با گلایه از آنکه حتی او را «هنرمندنما» خطاب کردهاند، میافزاید: «برخلاف مصوبه شورای شهر، در کمیسیون ماده۳۸ حکم تخلیه برای من صادر کردند. من پرونده را به مراجع قضایی بردم و حکم موقت اعاده دادرسی گرفتم. در شرایطی که رهبر انقلاب بر حمایت از رونق تولید تأکید دارند، چرا باید با پروندهسازی مانع کار ما شوند؟»
«امیرحسین شرافتخواه»، فعال صنفی دیگر، میگوید از زمان مدیریت محمودی در سازمان نوسازی، روند تخلیه غرفهها شدت گرفته است. او با اشاره به مستندات پرداخت اجاره میگوید: «در حالی به من اتهام ۱۰سال اجارهپرداختنکردن زدهاند که تمام رسیدها موجود است. سعدالسلطنه در فهرست یونسکو ثبت شده، اما اینجا صدای ما شنیده نمیشود. حتی برای ارائه ضمانتنامه بانکی به مشکل خوردیم، چون روز مراجعه محل در اجاره گروه فیلمبرداری بود و اجازه ورود ندادند. حالا هم میگویند تأخیر کردهاید، در حالی که صدها میلیارد تومان چک ضمانتی دیگران هنوز تعیین تکلیف نشده است.»
«حامد شهسواری»، جواهرساز باسابقه، روایت تلخی دارد: «در روز پلمب اصلاً حضور نداشتم، اما تابلوی مغازه پایین کشیده شد. گربه کوچک مغازه چهار روز بیغذا ماند. قرارداد ما تا پایان خرداد ۱۴۰۳ اعتبار داشت، اما برخی غرفهها بدون مزایده تمدید شدند و برای ما پرونده تصرف عدوانی ساختند. تخفیفهای غیرقانونی به عدهای خاص داده شد، در حالی که من هیچ بدهی نداشتم.» او میگوید پس از ۱۲روز توانسته دستور موقت توقف پلمب را بگیرد.»
«محمدصادق گرامی»، سنگتراش باسابقه، خروج هنرمندان و بانوان کارآفرین را نتیجۀ افزایش هزینههای اجاره میداند و پیشنهاد میکند شهرداری با نصب تابلوهای معرفی و تقویت تبلیغات گردشگری، رونق دوباره به این کاروانسرا بدهد. «مهسا سهرابی»، فعال صنایعدستی، نیز از حذف کافهها انتقاد دارد و میگوید: «با بستهشدن کافهها، تردد گردشگران کمتر و درآمد حجرهها هم کمتر شد. چرا باید میان خوشحسابها و بدهکاران تفاوتی قائل نشوند؟»
از سوی دیگر، کارشناسان میراث فرهنگی هشدار میدهند که سعدالسلطنه جدا از بافت شهری نیست. «سمیه مراقی»، کارشناس مرمت بناهای تاریخی، میگوید: «سیاستهای ناپایدار مدیران شهری فرصتهای گردشگری را نابود میکند. بازگرداندن اعتماد، نیازمند گفتوگوی نهادی و رویکرد مشترک است.»
«سیدمحمدرضا نایینی»، راهنمای گردشگری، نیز بر ضعف تبلیغات و حذف غرفه راهنمای گردشگران انگشت میگذارد و معتقد است این بیتوجهی، مسافران را سرگردان کرده و فرصتهای اقتصادی شهر را از بین برده است.
در سوی مقابل، اعضای شورای شهر تصویر متفاوتی ارائه میدهند. «فرجالله فصیحی رامندی»، رئیس شورا، میگوید: «غرفههایی که قراردادشان تمدید نشده یا اجارهشان را نپرداختهاند باید تخلیه شوند تا در مزایده شهریور دوباره شرکت کنند. تلاش زیادی شده تا واگذاریها عادلانه و با قیمت کارشناسی انجام شود. حدود ۱۲غرفه به هنرمندان اختصاص خواهد یافت، اما همه باید در مزایده شرکت کنند. تعریف مشخصی از هنرمند شده و برای هر رشته فقط یک غرفه واگذار میشود.» او تأکید دارد که شورا صرفاً نقش نظارتی دارد و تصمیم نهایی با کمیسیون ماده۳۸ و رأی قاضی است.
«فاطمه اشدری» دیگر عضو شورا، دیدگاهی انتقادیتر دارد و ضمن مخالفت با لایحه ورود بخش خصوصی برای واگذاری غرفهها به فروردین امروز میگوید: «نباید نگاه صرفا اقتصادی به سعدالسلطنه داشته باشیم؛ لذا باید سازوکار مناسب و جامع برای مدیریت این مجموعه در نظر بگیریم تا هم عدالت برقرار شود و هم حرمت هنرمندان شهر حفظ شود.
اشدری با انتقاد از برخورد نامناسب با هنرمندان و تخلیه غرفهها تاکید میکند: «در شرایط اقتصادی فعلی، هر اقدامی که آرامش مردم و کسبه را برهم بزند باید متوقف شود. تصمیمات عجولانه و بدون تعامل به جامعه هنری و شهر آسیب میزند و آییننامه باید عملیاتی شود، نه اینکه کار هنرمندان به قوه قضاییه کشیده شود. نقش کمیته کارشناسی و هیات تشخیص باید رسمیت پیدا کند.»
با این حال، تلاش خبرنگار «فروردین امروز» برای دریافت پاسخ از اسماعیل عرشیان، مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری قزوین، و نیز واحد حقوقی و روابطعمومی این سازمان بینتیجه ماند. تماسها و درخواستهای مصاحبه پاسخی نگرفت و تا زمان تنظیم این گزارش، توضیح رسمی در دسترس نبود.
سعدالسلطنه امروز در کشاکش تصمیمهای اداری و اعتراض هنرمندان ایستاده است. مدیریت شهری از ایمنی، شفافیت و قانون سخن میگوید و هنرمندان از معیشت، بیثباتی و برخوردهای سلیقهای. هر دو سو استدلالهایی دارند، اما آنچه در این میان گم میشود اعتماد و آرامش فضایی است که باید نگین گردشگری قزوین باشد. پلمب و تخلیه، اگر بدون شفافیت و گفتوگو انجام شود، تنها به بیاعتمادی و مهاجرت هنرمندان میانجامد. کاروانسرایی که سالها با هنر جان گرفته، امروز به مدیریتی نیاز دارد که به جای مهر پلمب، مهر حمایت بر دیوارهایش بزند.


