سنت دیرینه خرید شب عید که همواره همراه با هیاهو و تکاپوی مردم در بازارهای قزوین بود، امسال حال و هوای متفاوتی دارد. سایه سنگین گرانی و تورم، همراه با کاهش قدرت خرید مردم، باعث شده تا شور و نشاط خرید نوروزی جای خود را به سردرگمی و یأس بدهد. دیگر خبری از صفهای طولانی مقابل مغازهها نیست و فروشندگان با ناامیدی در انتظار مشتریانی هستند که بهندرت برای خرید اقدام میکنند.
فروشندگان و چالشهای اقتصادی
«امیر نصیری»، فروشنده پوشاک مردانه، در راسته بزازان بازار سنتی قزوین با نگاهی پر از حسرت میگوید: «هر سال در این ایام حتی اگر مردم خرید نمیکردند، حداقل به بازار سر میزدند، اما امسال حتی همان هم نیست. قبلاً شرکتها سفارشهای عمده میدادند، اما حالا حتی یک سفارش هم دریافت نکردهایم.» او به قطعیهای مکرر برق نیز اشاره میکند که علاوه بر کاهش مشتریان، باعث ایجاد مشکلات فنی برای کرکرههای برقی مغازهها شده است.
فروشندگان دیگر نیز وضعیت مشابهی دارند. یک فروشنده سیسمونی در همین راسته با نگرانی میگوید: «برای تأمین اجناس شب عید، کالاها را با چک خریداری کردیم، اما حالا بازار هیچ رونقی ندارد و معلوم نیست چگونه بدهیها را پرداخت کنیم.»
«علی حکیما»، فروشنده پوشاک، تأکید میکند: «مردم فقط قیمت میپرسند و میروند. تورم افسارگسیخته، حقوقهای ثابت و کاهش توان خرید، نفس بازار را بریده است.»
افزایش هزینهها، کاهش درآمدها
«ستار کوهنورد»، شیرینیفروش، در علاف راسته بازار سنتی قزوین با ناراحتی توضیح میدهد: «در سالهای گذشته از سه ماه قبل سفارشهای شب عید را دریافت میکردیم، اما امسال هیچ سفارشی نداریم. قیمت مواداولیه هم سر به فلک کشیده است. پودر نارگیلی که پارسال کیلویی ۱۰۰هزار تومان میخریدم، حالا ۴۶۰هزار تومان شده است. این وضعیت کار را برای ما و مردم سختتر کرده است.»
یکی از فروشندگان آجیل نیز در همین راسته به کاهش شدید تقاضا اشاره میکند: «سالهای گذشته ظرفهای آجیل چندین بار پر و خالی میشد، اما امسال مردم نهایتاً دو کیلو خرید میکنند. قیمت پسته در یک ماه از ۷۰۰هزار تومان به ۹۰۰ هزار تومان رسیده است. صادرات بیرویه و عدم توجه به بازار داخلی، اوضاع را بدتر کرده است.»
بحران اشتغال و نگرانیهای معیشتی
«رضا حیدری»، فروشنده لباس زنانه، در راسته بزازان با ناامیدی میگوید: «اکثر مشتریان تنها برای اطلاع از قیمتها میآیند و میروند. تولیدکنندگان به دلیل افزایش قیمت مواداولیه، اجناس را گرانتر به ما میفروشند. ما هم مجبوریم با سود بسیار کم بفروشیم، اما باز هم کسی توان خرید ندارد. مالیات مغازهام که پارسال ۳۰۰/۱میلیون تومان بود، حالا به ۳۰میلیون تومان رسیده است! قبلاً ۴شاگرد داشتم، اما حالا فقط یک نفر برایم مانده است.»
مردم در تنگنای اقتصادی
در میان جمعیت، و در راسته بزازان مادری که دو فرزند خردسالش را در آغوش دارد، آهی میکشد و میگوید: «آمده بودم برای شب عید خرید کنم، اما قیمتها را که میبینم، ناامیدتر میشوم. مجبورم فقط یکی از نیازهایمان را تأمین کنم؛ یا لباس، یا آجیل، یا شیرینی!» خانم انصاری، یکی دیگر از خریداران، در حالی که نگران به ویترین مغازهها نگاه میکند، میگوید: «امسال همزمانی ماه رمضان و نوروز باعث شده از دید و بازدیدها فاصله بگیرم، چون واقعاً توان مالی پذیرایی از مهمانان را ندارم.»
مردی میانسال نیز میگوید: «لباس سال قبل را میپوشم و برای ماه رمضان به خانه کسی نمیروم تا دیگران هم مجبور نشوند به خانه ما بیایند. دیگر راهی برای مقابله با این گرانیها باقی نمانده است.»
بازاری که به سختی نفس میکشد
در کمتر از ده روز مانده به سال نو، بازار قزوین بیش از هر زمان دیگری بیرمق است. انگار این بار نوروز هم نمیتواند گرمایی به سرمای این روزهای بازار ببخشد. کالاها در قفسهها چیده شدهاند، اما دستان مردم برای خرید خالی است. همه میپرسند: «این بازار به کدام سو میرود؟» اما هیچکس پاسخ روشنی ندارد…


