اما پرسش اساسی این است: فعالان رسانهای استان خود، چه تحلیلی از این وضعیت دارند؟ در گفتوگوها و یادداشتهای روزنامهنگاران باسابقه و نسل جوان، مجموعهای از دغدغهها و انتقادها مطرح شده که هرکدام بخش دیگری از تصویر مطبوعات استان را روشن میکند.
نشریات استانی نیازمند هویت حرفهای
«رحیم سرکار»، روزنامهنگار باسابقه استان، در گفتوگویی صریح به عمق مشکلات پرداخت: «رسانههای ما هنوز به سطحی نرسیدهاند که بتوانند شأن حرفهای روزنامهنگاری را حفظ کنند. بسیاری از نشریات استانی در حد بولتن ادارات باقی ماندهاند و حتی در سادهترین اصول تولید محتوا دچار ضعفاند. اگر نتوانیم رسانههای مستقل را تقویت کنیم، آیندهای برای مطبوعات استان نمیتوان متصور بود.»
او تاکید کرد که مشکل اصلی، نبود آموزش و نگاه حرفهای در تحریریههاست؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از روزنامهها صرفاً به بازنشر خبرهای رسمی بسنده کنند.
سردبیر سابق نشریه «حدیث» و پیشکسوت رسانه در قزوین، در گفتوگو با «نقطه تسلیم» وضعیت رسانههای استان را «فاجعهانگیز» توصیف میکند؛ به گفته او ورود افراد بیسواد و منفعتطلب به عرصه خبر باعث تولید محتواهای زرد و بیکیفیت شده است. او معتقد است خبرنگاران شجاعی در استان حضور دارند اما به دلیل فشار و ترس از قدرت، کمتر واقعیتها را بازتاب میدهند. وی تأکید میکند که خبرنگاری باید با دانش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه باشد و وظیفه اصلی خبرنگار کشف حقیقتهای پنهان توسط صاحبان قدرت است، نه تکرار گفتهها یا مدیحهسرایی.
او با انتقاد از خانه مطبوعات و اداره کل ارشاد، آنها را متهم به کوتاهی در حمایت از خبرنگاران میکند و میگوید این نهادها گاهی در کنار قدرت میایستند نه در کنار اهل رسانه. همچنین به ماجرای بودجههای میلیاردی شورا و اتاق بازرگانی اشاره کرده و پرسیده چرا این منابع صرف خبرنگاران نمیشود. در نگاه او، فضای مطبوعاتی قزوین به سمت «صفر» پیش رفته است. سرکار در پایان خطاب به رسانهها توصیه میکند همواره کنار مردم باشند و دردها و مشکلات واقعی جامعه را بازتاب دهند تا مشروعیت و محبوبیت خود را حفظ کنند.
این گفتههای سرکار تصویری روشن از وضعیت موجود ارائه میدهد: رسانههایی که به جای ایفای نقش دیدهبان اجتماعی، در عمل به بولتنهای تبلیغاتی نهادهای رسمی بدل شدهاند. چنین وضعیتی نهتنها به تضعیف استقلال رسانهای میانجامد، بلکه مشروعیت و اعتبار مطبوعات نزد افکار عمومی را هم به شدت کاهش میدهد.
اما «حسن حسنزاده»، عضو شورای سردبیری «فروردین امروز»، سه بحران اصلی رسانههای قزوین را «نبود حرفهگرایی، بحران اقتصادی و محدودیت دسترسی به اطلاعات» میداند. به باور او، وقتی خبرنگاران بیمه، امنیت شغلی و دستمزد کافی ندارند، ناچار از رسالت اصلی خود فاصله میگیرند و پرسشگری واقعی جای خود را به مصلحتجویی میدهد. محدودیت در جریان آزاد اطلاعات نیز موجب شایعهسازی و بیاعتمادی عمومی میشود. در واقع پیام او این است که اصلاح وضعیت رسانههای قزوین، بدون تضمین معیشت و آزادی خبرنگاران، بیشتر یک شعار خواهد بود تا واقعیت.
از سویی دیگر «مهدیه سادات قافله باشی»، عضو انجمن روزنامهنگاران زن ایران و شورای اطلاعرسانی استان معتقد است: «رسانههای قزوین از تحلیلگری و پروندهسازی فاصله گرفتهاند؛ در بحرانهایی چون تجاوز، زلزله و جنگ اخیر، رسانههای محلی فقط خبررسان بودهاند و کمتر به روایت مردمی یا تحلیل پرداختهاند؛ در نتیجه بهجای «صدای مردم»، بیشتر «بلندگوی نهادها» شدهاند.»
او میگوید: «خبرنگاران شجاع و آموزشدیده اندکاند. همچنین ضعف اخلاق حرفهای مانند شایعهسازی، انتشار اخبار غیرمستند و سرقت محتوا را از مهمترین آسیبهای رسانهای استان میداند.»
اولویت دادن به منافع فردی رسانه را نابود میکند
«عبدالعظیم موسوی» در سرمقالهای در روزنامه «ولایت» به مسئلهای بنیادیتر پرداخت: «اقتصاد رسانه در استان ما بیمار است. تا وقتی رسانه برای گذران امورش مجبور به اتکا به آگهیهای دولتی یا نهادهای قدرتمند باشد، سخن گفتن از استقلال بیشتر به یک شعار شبیه خواهد بود.»
او افزود که بدون اصلاح زیرساختهای مالی و تدوین سیاستهای حمایتی شفاف، نباید انتظار داشت رسانهها در جایگاه واقعیشان به عنوان «نهاد ناظر» ایفای نقش کنند.
رییس اسبق خانه مطبوعات استان قزوین در سرمقالهاش بر این نکته تأکیدکرد که بحرانهای اخیر خانه مطبوعات نتیجه شخصیسازی نهاد صنفی و بیتوجهی به قواعد حرفهای است. او رفتارهای رئیس خانه مطبوعات را مصداق «ساختارشکنی منفی» میداند که نه تنها شأن خبرنگاران را ارتقا نداده، بلکه جایگاه صنف را تضعیف و زمینه سوءاستفاده بیرونی را فراهم کرده است. به بیان دیگر، او هشدار میدهد که اولویتدادن به منافع فردی بر مصالح جمعی، سرمایه اجتماعی رسانهها را نابود میکند و حتی دستاوردهای مثبت نیز در سایه این حاشیهها بیاثر میشوند.
روزنامهنگاری محلی و بحران اعتماد
«هانیه قهرمانی»، هم در سخنان خود در مراسم روز خبرنگار بر مسئلهای متفاوت دست گذاشت: «یکی از دلایل افت جایگاه رسانهها، از دست رفتن اعتماد عمومی است. وقتی مخاطب احساس کند رسانه بیشتر به روابط عمومی نهادها شباهت دارد تا زبان مردم، دیگر پیگیری مطالبات از مسیر رسانه بیمعنا میشود.»
او هشدار داد که برای بازسازی این اعتماد، باید به نسل جدید روزنامهنگاران میدان داده شود و آموزشهای حرفهای در اولویت قرار گیرد.
قهرمانی در سخنانش با صراحت نشان داد که مسئله اصلی او «استقلال رسانه» است؛ او از حذف خبرنگاران مستقل و سکوت نهادهای صنفی گلایه کرد و این را خطری برای شأن حرفهای مطبوعات دانست. تأکید او بر این بود که خبرنگار، صرفاً ناقل خبر نیست بلکه پاسدار حقیقت و صدای مردم است و اگر نهاد صنفی به ابزار قدرت و ثروت تنزل یابد، اعتماد عمومی نسبت به رسانهها فرو میریزد. در واقع قهرمانی با لحنی شاعرانه اما انتقادی هشدار داد که شأن خبرنگار را نمیتوان با کارت هدیه یا تقدیرهای ظاهری پاس داشت؛ آنچه رسانه را زنده نگه میدارد، استقلال، اخلاق حرفهای و جسارت در پرسشگری است.
رسانهها و مطالبهگری اجتماعی
«امیرعلی رضایی» یکی از قدیمی ترین روزنامهنگاران اصولگرای استان، هم در مراسم روز خبرنگار گفت: «امروز در عصری زندگی میکنیم که خبر دیگر در انحصار رسانهها نیست؛ شهروند خبرنگاران هم میتوانند روایت خود را منتشر کنند. اما آنچه رسانههای رسمی را متمایز میکند، توان تحلیل، بررسی انتقادی و مطالبهگری است. این وجه تمایز در مطبوعات استان ما کمرنگ شده است.»
او همچنین با انتقاد از برخی محدودیتها و هزینههای بالای برگزاری جشنوارههای مطبوعات، بر لزوم حمایت واقعی از رسانههای مستقل تاکید کرد.
خبرسازی برای باج گیری
از سویی دیگر «محمد علیخانی»، مدیرمسئول نشریه «تابان» و رییس ستاد پزشکیان در استان قزوین هم در توییتی معنادار که مخاطبی خاص داشت نوشت: «روزی دیگر به نام خبرنگار گذشت. حرفها همه تکراری است؛ کاستیها و راهحلها را میدانیم اما اوضاع تغییری نمیکند. خدا کند خبرنگار اشتباهی نباشیم که برای باج گرفتن خبر بسازیم.»
علیخانی با لحنی انتقادی به وضعیت رسانههای قزوین میتازد و تأکید میکند که بخشی از فعالان رسانهای به جای انعکاس مشکلات مردم، به سمت باجگیری و منفعتطلبی رفتهاند. این نگاه نشان میدهد که او معتقد است رسانه در مسیر کنونی نمیتواند نقش واقعی خود را در اصلاح امور ایفا کند.
«حسین علیجانی»، مشاور رسانهای استاندار قزوین هم در این ایام ناچار به واکنش شد و در توییتر نوشت: فرسایش اعتماد عمومی با دروغپراکنی و باجخبر، نه فقط جایگاه رسانه را تهی میکند بلکه مسیر توسعه را هم به بنبست میکشاند. حفظ سرمایه اجتماعی در گرو آن است که جامعه رسانهای با همبستگی و مسئولیتپذیری، صنف خود را از آلودهکنندگان قلم جدا کرده و میدان را به صداقتپیشگان بسپارد.»
علیجانی نگاه کلانتری دارد و فساد در رسانه را نهتنها آسیبی به صنف خبرنگاری، بلکه ضربهای جدی به اعتماد عمومی و روند توسعه استان میداند.
«محمد غیاثوند»، مشاور استاندار قزوین که سالها در نشریه مینودر قلم میزد در کانال «قزوین تایمز» با نگاهی نوستالژیک یادآوری میکند که قزوین زمانی با روزنامهنگاران حرفهای و تحلیلهای عمیق شناخته میشد، اما امروز رسانهها گرفتار سیاهنمایی، تیترهای زرد و محتوای سطحی شدهاند. او از مقایسه شرایط گذشته و حال، به ضعف جدی در تربیت روزنامهنگاران حرفهای میرسد؛ جایی که با هزینههای سنگین کنونی، خروجی قابل قبولی شکل نگرفته است. به باور او، ادارهکل ارشاد باید جلوی انحصار و چینشهای هرمی برای منافع انتخاباتی را بگیرد و با تقویت انجمنهای صنفی و کانونهای مستقل، به جامعه چندصدایی میدان دهد. او تأکید میکند نقد باید همراه با راهکار باشد، نه صرفاً هوچیگری و تخریب، زیرا چنین رویکردی اعتماد عمومی را نابود میکند.
همه اهالی رسانه تقریبا می دانند مخاطب این توییتها و مطالب چه کسانی است که با راهاندازی باج خبرها با تهدید مدیران و فعالان سیاسی و منتقدین به ابزار دست صاحبان قدرت و ثروت بدل شدهاند و چوب حراج به آبروی سالها فعالیت رسانههای مستقل استان زدهاند. این نقطهای است که با سکوت نهادهای خاص همراه شده است که نشان میدهد آنها چندان هم از این وضعیت ناراضی نیستند.
این اظهارات نشان میدهد که بحران محتوا و مخاطب در مطبوعات و رسانه استان تنها به یک بخش محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای از ضعف ساختاری، بحران اقتصادی، محدودیتهای بیرونی و فقدان آموزش حرفهای است. رسانههای دولتی به دلیل چارچوبهای الزامی، میدان چندانی برای روزنامهنگاری نقادانه ندارند و این نشریات مستقل هستند که باید با تقویت توان حرفهای و اقتصادی خود، این خلأ را پر کنند.
امسال مردادماه و به بهانه روز خبرنگار امسال نه یک جشن، بلکه فرصتی برای بازاندیشی بود؛ بازاندیشی در این پرسش که چگونه میتوان مطبوعات استان قزوین را از وضعیت فعلی به جایگاهی رساند که شایسته نام «رکن چهارم دموکراسی» است.


