چهلستون

چهلستون
شنبه 8 اسفند 1394
دیروز، امروز، فردا

وقتی در هفتمین جشنواره فیلم فجر در بهمن1367، فیلم «دیده‌بان» به نمایش درآمد، لبخندی بر لبان مسوولین سینمایی وقت که به‌دنبال فیلمسازان ارزشی بودند، نشست؛ لبخندی که دو سال بعد با فیلم «مهاجر» پر رنگ‌تر شد،
شنبه 8 اسفند 1394
نگاهی به برگزاری کنسرت های موسیقی در قزوین

سکوتی که در فضا حاکم است انگار پر از حسرت نوایی است که از سازها برخیزد و طنین اندازد  بر شهری که این روزها یکی از صدرنشینان جدول افسردگی کشور است؛ شهری که با بحران خنده مواجه است. آیا نباید نگاهی به در و دیوار این شهر انداخت و از خود پرسید: این شهر چگونه است که آدم‌هایش دارند خنده را از یاد می‌برند؟
پنجشنبه 22 بهمن 1394
دیروز، امروز، فردا

یکی گفت: از پیرترها شروع کن. امکان زودتر مُردنشان هست؛ حیف است توی فیلم نباشند. دیدم راست می‌گوید شروع کردم به لیست کردن همه کسانی که قرار بود توی فیلم مستند «پسرک چشم آبی» از جواد مجابی بگویند.
پنجشنبه 22 بهمن 1394
گیتی باقری، فیلمساز و داستان‌نویس:

داستان‌نویسی را از سال1383 با ورود به انجمن سینمای جوان آغاز کرده و علاوه بر داستان، پنج فیلم کوتاه، چندین فیلمنامه بلند و کوتاه که به جشنواره‌های مختلف کشوری راه یافته‌اند را در کارنامه‌اش دارد. گیتی باقری زیاد می‌نویسد و در کنار هیاهوی زندگی، کتاب خواندن را فراموش نمی‌کند.
پنجشنبه 1 بهمن 1394
دیروز، امروز، فردا

اوائل دهه هشتاد بود. با دختر کوچکم توی ترافیک گیر کرده بودیم. اشتباه نکنم نزدیک غیاث‌آباد بود. گمانم تصادف باعث راه‌بندان و ترافیک شده بود. یک لحظه به ذهنم رسید تا دور بزنم و از مسیر دیگری بروم.
پنجشنبه 1 بهمن 1394
دکتر جواد مجابی:

دکتر جواد مجابی نیازی به معرفی ندارد؛ شاعر، نویسنده، نقاش، طنزپرداز، منتقد و روزنامه‌نگار شهیر ایرانی که از خاندان مجابی قزوین برخاسته و با آثار متعددش شناخته شده است. صدها مقاله و نقد و نیز ده‌ها مجموعه شعر و رمان و... از او منتشر گردیده و امروز نه فقط ادبیات، که هنر ایران زمین مدیون آثار و نیز نگاه منتقدانه مجابی است.
سه شنبه 22 دي 1394
دیروز، امروز، فردا

برای چندمین بار تکرار می‌کنم که اولین اجرایی که مرا شیفته هنر تئاتر کرد، «چوب بدست‌های ورزیل» نوشته غلامحسین ساعدی به کارگردانی محمد ساربان بود.
سه شنبه 22 دي 1394
نگاهی دوباره به وضعیت مهجور تئاتر قزوین

سریال‌های شبکه‌های ماهواره، سریال‌های خانگی، هزاران فیلمی که هرروز در دستان مردم جابه‌جا می‌شود، و در نهایت همه این قاب‌های نقره‌ای و قاب‌های شیشه ای بدجوری اوقات زندگی آدم‌ها را پر می‌کرده‌اند و این روزها تئاتر چه تنها و چه بی‌کس مانده و چه منتظر به انتظار قدم‌های تماشاچیانی که پر کنند صندلی‌ها را و چشم بدوزند به رقص نور و صدا و بازیگرانی که کنارشان نفس بکشند و هوایی را تنفس کنند که تماشاچیان نفسش می‌کشند.
شنبه 28 آذر 1394
دیروز، امروز، فردا

زمستان بود. از نوع زمستانی که مهدی اخوان ثالث در شعرش سروده بود.اما نه! زمستانش آنطور نبود. مردم سر به زیر نبودند. حواسشان به همدیگر بود. برای دیگران دل می‌سوزاندند و برایشان مهم بود همسایه دیوار به دیوارشان نفت دارد یا ندارد. دی همان سال بود که نظامی احمقی سر تانکش را به سمت نفت‌فروشی در خیابان پادگان قزوین کج کرد. چند نفری را برد توی لیست شهدا؛ شهدایی که توشون بچه‌های کوچک هم بودند. حماقت است دیگر. حماقت که رحم ندارد، عدالت، صداقت، راستگویی، آزادی و... نمی‌شناسد؛ حتی نمی‌داند روی شاخه نشسته و با ظلمش دارد شاخه را از بُن می‌برد.
شنبه 28 آذر 1394
گفت‌وگو با یونس رضایی، هنرمند خوشنویس

یونس رضایی سال‌هاست که می‌نگارد و قلمش بر جان تشنه کاغذ سمفونی کلمات را می‌نوازد؛ 17سال فعالیت در عرصه خوشنویسی و تدریس رهاوردش، برای رضایی شرکت در 50نمایشگاه گروهی و انفرادی خوشنویسی در سبک شکسته نستعلیق است. علاوه بر اینها، این خوشنویس قزوینی برگزیده چندین جشنواره ملی و بین‌المللی نیز هست. همه اینها که گفتیم بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو با این هنرمند جوان؛
جمعه 6 آذر 1394
گشتی در هزارتوی شبکه اجتماعی«تلگرام»

شبکه‌های اجتماعی حتما زمانی از وقت شما را نیز به خود اختصاص داده است. گروه‌های فامیلی، دوستان، همکاران و از آن مهم‌تر، عضویت در گروهایی که حتی یک‌بار هم اعضایش را ندیده‌اید! امروزه شبکه‌های اجتماعی با خیل عظیم پیام‌ها ما را محاصره کرده‌اند؛ با این شبکه‌ها می‌‌شود آدمی را از عرش به فرش کشید، یا آبروی از دست رفته کسی را برگرداند.
جمعه 6 آذر 1394
دیروز، امروز، فردا

خوب و بد همه جا هست؛ منظورم همه چیزهایی است که در دنیا وجود دارد. البته بیشتر از اشیا، حیوان، درخت و گیاه، آدمیزاد دو پا مشمول این قاعده است. آدمی که در هر پست و مقام، لباس، شهر و... باشد، می‌تواند خوب، بد، زشت، زیبا و گاهی هم خاکستری باشد.