چهلستون

چهلستون
جمعه 20 دي 1392

همه چیز با دیدن فیلم توی سینما شروع می‌شد. کافی بود اهل دلی یا عشق فیلمی دستت را بگیرد و تو را با خودش به سالن تاریکی ببرد که همه روبروی پرده‌ای نشسته بودند که دنیایی روش افتاده بود. 
چهارشنبه 4 دي 1392
پای حرف‌های غلامحسین لطفی

از بس سینما می‌رفتم پول نداشتم، مجبور بودم قاچاقی به سینما بروم، گاهی هم خواهش می‌کردیم تا کنترل چی، 2 نفر را با 15 ریال راه بدهد
چهارشنبه 4 دي 1392

آن طور که مرتضی ‌گفت؛ تاتر «کربلای بی‌شمر» توسط او و دیگران از 24 آذر تا اول دی ماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری، جایی در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ تهران به صحنه رفت. 
چهارشنبه 4 دي 1392
با برپایی غرفه زیبا و چشم‌نواز صورت گرفت

دکتر خاکپور: «مهرام» اولین دانشگاه تخصصی صنایع غذایی در استان است.

چهارشنبه 4 دي 1392

میرزا حسن شیخ‌الاسلام قزوینی معروف به رییس المجاهدین( نفر وسط نشسته)- سال 1283 ه.ش
چهارشنبه 4 دي 1392
چهارشنبه 4 دي 1392

این نعلبکی که قدمتی حدود 150 سال دارد و تصویر ناصرالدین شاه قاجار بر آن نقش بسته است، متعلق به عزیزالملوک شیخ الاسلامی، دختر رخساره خانم و میرزا حسن شیخ الاسلامی؛ همسر سید عبداله شیخ الاسلامی معروف به امجد الوزاره قزوینی بوده که هم اینک در مجموعه خصوصی این خاندان نگهداری می گردد.

چهارشنبه 4 دي 1392

نمایش «بازی ‌نامه‌ اکنون» نوشته‌ «رضا صابری» با کارگردانی «مرتضی نجفی»، از 24 آذر ماه امسال در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان به صحنه رفت. 
چهارشنبه 4 دي 1392

بعضی از آدم‌ها، مثل مورچه می مانند، سر وقت دنبال دانه می‌روند و آذوقه زمستان خود را جمع می‌کنند، بعضی‌ها اما، مثل بلبل هستند، وقت جمع کردن روزی، مشغول آوازند. به نظر من هنرمندها مثل بلبل‌ها می‌مانند. 
سه شنبه 19 آذر 1392

عصرهای چهارشنبه، سالن مولانای مجتمع فرهنگی ارشاد (شاید هم موسسه آموزش عالی ارشاد) تبدیل به سینما تک می‌شود.
سه شنبه 19 آذر 1392

دور و بر سال‌های 1367 و 68 عده‌ای جوان علاقمند به سینما و ادبیات داستانی، برای خودشان پاتوقی پیدا کرده بودند. پاتوقی که هفته‌ای یک‌بار آن هم عصرهای پنجشنبه، در آن جمع می‌شدند و از سینما و ادبیات صحبت می‌کردند.
سه شنبه 19 آذر 1392
روشنایی های شهر

این یکی کت و شلوار دامادی بر تن دارد و آن دیگری لباس سفید عروسی. از در اصلی که رو به سمت جنوب باز می‌شود وارد می‌شوند؛ راه پله‌های مارپیچی را پایین می‌روند و وارد سربینه می‌شوند.