درروزهای بی‌عشقی

شاعری که از نامه‌ای به معشوقش می‌گوید
درروزهای بی‌عشقی

محمد بهره‌بردار، ترانه سرا و غزل سرای قزوینی است. او که کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی است و از سال 73 در زمینه شعر و ادبیات و تئاتر و صداپیشگی و گرافیک  فعالیت داشته‌است، در حال حاضر مجری، گوینده، صداپیشه، بازیگر، مجری ثابت رادیو استانی،  رادیو فرهنگ و رادیو پیام  است.


شعرهای او مضامین اجتماعی و عاشقانه با ساختاری سفید دارند و غزل و ترانه در سبک شعری او جایگاه ویژه‌ای دارند. «نامه‌ای به معشوقم» اولین مجموعه منتشر شده از این شاعر است که به گفته خودش، حتی در زندگی شخصی‌اش می‌توان بسامد عشق و رگه‌های نگاه عاشقانه را در آثار غیرعاشقانه‌اش هم به وضوح دید و دلیلش را آمیختگی روح و ذهنش با واقعیت زیبای عشق می‌داند؛ موضوعی که انسان امروزی روز به روز در تنگنای روزمرگی جامعه‌ی مدرن در حال فاصله گرفتن از آن است.

 محمد بهره‌بردار، بین صداپیشگی، شعر، نویسندگی،مجری‌گری، بازیگری و ... کدام را انتخاب می‌کند؟
شعر و قلم اولین و بنیادی‌ترین هنر ذاتی و علاقه‌ی شخصی من است و هرچه دارم مدیون این هنر زیبا و به نظر من آسمانی است؛ اما از آنجایی که اخیر این دو سخت به هم آمیخته و به نوعی هر یک در تعامل با دیگری است، انتخاب بین این دو‌امری است بسیار دشوار تا جایی که اجازه بدهید هیچ کدام را بر دیگری اولویت ندهم؛ البته این موضوع را نمی‌توان نادیده انگاشت که از دوستان قدیمی من هستند، من را شاعر می‌دانند و عزیزانی که از دوستان سال‌های اخیر هستند، من را بیشتر با وجوه‌ی صدا پیشگی می‌شناسند و این امری است اجتناب ناپذیر.
این روزها دنیای شعر را چگونه می‌بینید؟
شعر هم مانند سایر هنرها و حتی عوامل و جریانات دیگر اجتماعی از تاثیرات و تغییرات فرهنگی، اقتصادی و حتی روانشناختی موجود در جامعه بدور نمانده و همپای آن‌ها و به اقتضای زمان و ذائقه و سلیقهی جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی بوده‌است. تغییراتی در ساختار و گاه نوع قالب خاصی از شعر و یا پرداختن به موضوعاتی خاص که شاید تا پیش از این کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شد؛ حتی تغییراتی که در انتخاب نوع و جنس دایره واژگانی که برای بیان مفهوم در شعر  مورد استفاده قرار می‌گیرد که این امر سبب شده حتی برخی تعاریف و انتظاراتی که تا پیش از این از شعر وجود داشت نیز به فراخور تغییر کند، اما خوشبختانه با تمام این تفاسیر هنوز فعالیتهای شعری و چاپ و نشر  شعر با رویکردهای مختلف اتفاق می‌افتد و عرصه شعر تهی نمانده‌است. اگرچه بسیاری به جهت دلایل غیر هنری رو به سوی ترانه و ترانه سرایی گرفته‌اند؛ ولی خوب شعر هنوز با قوت و اقتدار نفس می‌کشد.
شاعران زیادی شعر عاشقانه گفته‌اند، دلیل هر کدام متفاوت است،دلیل شما از سرودن شعرهای عاشقانه چیست؟
مفهوم و رویکرد عاشقانه در شعر واقعیتی است گریزناپذیر؛ چراکه به زعم من، بخش اعظم و اصلی ماهیت شعر برعهده عشق است، حتی آنجایی که ما با نگاهی انتقادی به مضامین اجتماعی نظر می‌کنیم. اما با نگاهی اجمالی به پیشینه و گذشته‌ی شعری و حتی زندگی شخصی من می‌توان بسامد عشق و رگه‌های نگاه عاشقانه را حتی در آثار غیرعاشقانه من هم به وضوح دید که دلیل آن، آمیختگی روح و ذهن من با واقعیت زیبای عشق است؛ مساله‌ای که ما روز به روز در تنگنای روزمرگی جامعه ی مدرن در حال فاصله گرفتن از آن واقعیت هستیم.
 از نامه‌ای به معشوقم‌ بگویید؛ این معشوق خیالی است یا حقیقی؟
 چه سوال جالبی. اساسا معشوق آن هم با این ساختار و ویژگی‌هایی که در شعرهای این مجموعه وجود دارد باید غیرواقعی باشد و یا به بیان بهتر باید در رویا اتفاق بیفتد؛ چون در شرایط کنونی جامعه‌ی پردغدغه و درحال گذارما به لحاظ اخلاقی  به سوی مدرنیته یا پست مدرنیته تحقق چنین معشوقه‌ای میسر نباشد؛ اما با وجود این، سعی کردم اینگونه ببینم، و بگویم شدنی است  که چنین هم هست .
با این نگاه عاشقانه، ماهیت عشق در دوره‌ای که زندگی می‌کنیم، چگونه می‌بینید؟
قطعاً هم در جامعه‌ی ما، و هم در جامعه‌ی جهانی فعلی، هم نگاه به ماهیت عشق و هم نگاه به اصول و قواعد اخلاقی، و از سوی دیگر تغییرات و تاثیرات برخی ارزش‌ها در روند شکل گیری و نگاه به این ماهیت مقدس انسانی سبب شده تا معنا و مفهوم و حتی تعریف این امر آسمانی، سیمایی دیگرگونه به خود بگیرد و رفتار ما انسان‌ها نیز در مواجهه با آن دیگر مانند ایدهآل‌های گذشته‌ی تاریخ و فرهنگ و حتی افسانه‌ها و اسطوره‌هایمان نباشد؛ البته برای پرداختن به این موضوع مجالی فراخ می‌طلبد که  بایدعوامل بسیار تاثیرگذار را بر این موضوع بررسی کرد تا پرداختن به آن درست‌تر و جامع تر باشد؛ اما آنچه بیان شد، شمایی کلی از ماجرا است.
 در این روزها که عشق به زعم شما، چهره‌ای دیگر دارد، استقبال از این مجموعه شعر تاکنون‌چطور بوده‌است؟
از آنجایی که مجموعه به تازگی از زیر چاپ درآمده و به سبب مقارن شدن آن با نمایشگاه، هنوز به‌صورت رسمی وارد پخش سراسری در سطح کشور نشدیم، بازخورد نهایی در حیطهی پیش بینی و چه بسا امیدواری است؛ ولی اگر آنچه در همین مقطع کوتاه در رو‌نمایی و نمایشگاه کتاب و استقبال دوستان رخ داده را مد نظر قرار دهیم باید گفت برای خود من بسیار راضی کننده بوده‌است.
پس از نامه‌ای به معشوقم، کار دیگری در دست دارید؟
همزمان در کنار مجموعه‌ی نامه‌ای به معشوقم،  ترجمه‌ی یک رمان ترکیه ای را تمام کردم که هم اکنون در نمایشگاه کتاب تهران از نشر شانی در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. از سوی دیگر، ضبط مجموعه‌ی دوم که گزیده ی ترانه ها و‌ اشعار محاوره با مضمون عاشقانه و تا حدودی اجتماعی است، تمام شده و با عنوان « کوی دلبر» آماده نشر است و هم اکنون ‌در حال ضبط مجموعه اشعار جدی‌تری که بیشتر رویکرد اجتماعی دارد با عنوان «پیامبر پنهان» هستم که قطعا یکی از این دو مجموعه در سال جاری یعنی پیش از اتمام سال 98 رو‌نمایی خواهد شد. آثار دیگری هم در دست تولید است که چون من فقط افتخار همکاری با دوستان هنرمندم را دارم؛ یعنی فقط دکلمه اشعار بر عهده من است؛ بنابراین صلاح بر این است که از آوردن نام آن آثار خودداری کنم.
معمولا در روند چاپ کتاب صاحبان اثر با مشکلاتی رو به رو می‌شوند برای شما اینگونه بوده‌است؟
قطعا برای نشر کتاب آن هم به خصوص شعر واقعا موانع و مشکلات بسیاری، هم به لحاظ مراحل طولانی اداری و اخذ مجوزهای رسمی و تولید و نشر و بسیاری مسائل مرتبط دیگر وجود دارد که تمامی اینها موجب سخت تر شدن نشر کتاب و ناامید شدن و فاصله گرفتن از این موضوع می‌شود.

متین نوروزی

يكشنبه 22 ارديبهشت 1398
07:11:58