مرزی به نام فقر

بررسی تحلیلی یک آماربه روایت فروردین امروز؛
مرزی به نام فقر

 بررسی آماری مرکز پژوهش های مجلس در مورد خط فقر در استان های مختلف، حاکی از آن است، که نرخ فقر در قزوین در سال 95 حدود 8/32درصد بوده است. بنا بر آمار مربوط به سال95، خط فقر یک خانوار 4نفره در تهران حدود 3 میلیون و 176 هزار تومان بوده و این رقم در کمترین سطح مناطق شهری، یک میلیون و 500 هزار تومان محاسبه شده است. ا


 اما مرکز پژوهش‌های مجلس اکنون خط فقر مطلق سال ۹۶ و همچنین شش‌ماهه نخست سال ۹۷ را برآورد کرده است. هسته پژوهشی مجلس شورای اسلامی با اشاره به رشد ۲۵ درصدی خط فقر در تابستان ۹۷ نسبت به تابستان ۹۶ برای کل کشور، بر لزوم سیاست‌های حمایتی از خانوارهای ایرانی تاکید می‌کند. قزوین که در رده بندی استان‌ها، در شمار استان‌های خوشه یک و در کنار استان‌هایی از قبیل مرکزی، آذربایجان غربی، کردستان، بوشهر، هرمزگان، گیلان، اصفهان، همدان و زنجان قرار می گیرد، دارای خط فقر سرانه هر نفر معادل 551 هزار تومان و به ازای یک خانواده 4 نفره، یک میلیون و ۴۸۹ هزار تومان است. رقمی که بسیاری از اقشار جامعه از جمله حقوق بگیران قانون کار به آن نمی رسند. با نزدیکتر شدن قزوین به خط فقر در سال 97 شاید زمان آن فرا رسیده که مسئولان استانی کمی جدی تر به بررسی تبعات اجتماعی و اقتصادی این موضوع در جامعه بپردازند.
سنجش فقر با کالاهای اساسی
در همین زمینه یوسف کرمی، فعال اقتصادی در گفتگو با فروردین امروز می‌گوید: «خط فقر را معمولاً با سبد کالاهای اساسی مشخص می کنند، اما این نمی تواند یک شاخص دقیقی برای تعیین خط فقر واقعی در جامعه باشد. زیرا سطح برخورداری خانواده ها متناسب با درآمدشان سامان می یابد پس در واقع خط فقر دارای شاخص های متعددی در جامعه است، اما چون دستیابی آماری به این سطوح مختلف برای پژوهشگران غیر ممکن خواهد بود، لذا عموماً کمترین میانگین کالاهای اساسی مبنای این محاسبه قرار می گیرد، اما اگر بتوان مبنای محاسبه خط فقر را درآمد ناخالص ملی قرار داد و جمعیت محروم از نرخ سرانه آن را مشخص کرد، آن موقع است که تنها نرخ کمی، نه کیفی، در مورد خط فقر در جامعه مشخص خواهد شد.»
افزایش تورم عامل پیشروی فقر
کرمی علل افزایش نرخ فقر در سال 97 را این گونه شرح می‌دهد: «اتفاقی که ظرف یک سال گذشته در عرصه اقتصادی جامعه واقع شد، عملاً با افزایش افسار گسیخته تورم، موجب کاهش ارزش پول ملی شد و نه تنها جمعیت زیر خط فقر را افزایش داد، بلکه بخش قابل توجهی از جمعیت زیر خط فقر را به عرصه فلاکت انداخت. به این معنا که جمعیت قابل توجهی با بیکار یا نیمه بیکار شدن همزمان هم درآمد یا بخشی از درآمدشان را از دست دادند و هم هزینه شان افزایش پیدا کرد.»
او اضافه می کند: «با یک محاسبه سرانگشتی،می توان ادعا کرد که در شرایط فعلی کلیه حقوق بگیران اعم از کارمند و کارگر به جز یکی دو درصد از مدیران رده بالا، همه در زیر خط فقر قرار دارند.»
خط فقر در قزوین بین 5-4 میلیون تومان
این فعال اقتصادی به نرخ فقر در استان های مختلف اشاره کرده و می افزاید: «امروز در خوشبینانه ترین شرایط، نرخ خط فقر در قزوین و دیگر شهرهای بزرگ به جز تهران 4 تا 5 میلیون تومان و در شهرهای کوچک و روستاها 3 میلیون تومان است، با این وصف می توان به نرخ جمعیت زیر خط فقر به معنای واقعی دست یافت.»
به گفته کرمی در استان قزوین هم در خصوص خط فقر تفاوت قابل ملاحظه ای نسبت به سایر استان های کشور وجود ندارد. او توضیح می دهد: «سقوط آزاد ارزش پول ملی هیچ منطقه و قشری از جمله قزوین را بی نصیب نگذاشته است.»
حذف پس انداز
این کارشناس اقتصادی بدیهی ترین تبعات اقتصادی این شرایط را بلا موضوع شدن پس انداز عنوان کرده و ادامه می‌دهد: «وقتی که پس انداز از درآمد افراد خارج می شود، مسئله سرمایه گذاری منتفی می‌شود و این به معنای عقب ماندگی واقعی است، این وضعیت نه تنها  مساوی با عدم دسترسی افراد به سلامتی، پیشرفت، خلاقیت و سعادت است، بلکه حتی منجر به از دست دادن پیش داشته هایشان در این زمینه خواهد شد. به هم خوردن این توازن در افراد مشکلات جسمی، روحی، روانی، اخلاقی، اعتقادی و رفتاری در قالب  ناهنجاری های عدیده  به جامعه تزریق خواهد کرد.»
وی در پایان اضافه می‌کند: «به هر حال وضعیت فعلی وضعیت مطلوبی نیست، به عبارت دیگر می‌توان گفت همه با یک تفاوت اندکی به جای زندگی، زیست می کنند و این وضعیت خطر بزرگی برای کیان جامعه به حساب می آیدو  تا دیر نشده باید مسئولین امر همراه و همگام با مردم اقدامی عاجل و اساسی صورت دهند.»
تأثیرات پیچیده فقر بر زندگی
الهام نظری، جامعه شناس نیز در تعریف فقر می‌گوید: «فقر تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه مسئله کاملاً پیچیده و چرخه ای از روابط است. بنابراین پیدایش فقر در طبقات مختلف جامعه روی خانواده ها تاثیر می گذارد. وقتی یک خانواده یا طبقه اجتماعی در کسب درآمد به مشکل برمی‎خورد، این تنها سطح اجتماعی آن نیست که دچار تغییر می‌شود، بلکه فاکتورهای دیگری نیز در زندگی اجتماعی آن تغییر می‌کند.»
وقتی بهداشت و سلامت به حاشیه می روند
نظری تغییر در تقسیم بندی بودجه خانوار را اولین اتفاقی توصیف می‌کند که با نزدیک تر شدن به خط فقر در قشرها و لایه های مختلف جامعه رخ می‌دهد و اضافه می‌کند: «اگر تا پیش از نزدیک شدن یک قشر خاص از جامعه به فقر، سلامت، بهداشت، تحصیل و موضوعاتی از این دست یکی از مباحث مهم در خانواده ای به حساب می آمده و بودجه ای برای آنها در خانواده کنار گذاشته می شده، می‌توان پیش بینی کرد که با کم شدن درآمد یا بیکار شدن سرپرست خانوار، این موضوعات به حاشیه می روند. چرا که در این صورت نیازهای ضروری تری وجود دارند که می بایست به آن ها پاسخ داده شود.» او توضیح می دهد: « اولین مشکلاتی که پس از فقر در لایه های مختلف جامعه به وجود می‌آید، عدم توجه کافی به سلامت، بهداشت و تحصیل است که خود به خود به دلیل مشکلات اقتصادی کمرنگ تر می‌شوند.»
این جامعه شناس، آثار و تبعات اجتماعی این شرایط را برای قشر متوسط این گونه شرح می‌دهد: «مهم ترین اتفاقاتی که در قشر متوسط می افتد، این است که آسیب هایی که این قشر پیش از این، آن ها را تجربه نمی‌کردند و بیشتر در قشرهای پایین تر جامعه وجود داشت، در این طبقه نیز رشد پیدا می کند. موضوع سلامت و بهداشت نیز ممکن است به خاطر موضوعات اقتصادی، درآمد پایین یا بیکاری که این قشر با آن دست به گریبان شده است، در این لایه کمرنگ شود.»
نظری اضافه می‌کند: «اوضاع در قشر مرفه متفاوت است، به گونه ای که با افزایش نرخ فقر در استان، شکاف بین طبقات نیز افزایش می‌یابد و قشر مرفه، مرفه تر و قشر متوسط، فقیرتر می‌شوند. به عبارت دیگر این شکاف موجب می‌شود تا این قشر اوضاع طبقات دیگر جامعه و نیازهای سایر اقشار را درک نکنند و با واقعیت جامعه غریبه شوند.»
بدیهی است که برای اینکه فرد به تعالی برسد ابتدا می بایست نیازهای اولیه اش تامین شود و نیازهای اولیه نیز جز از طریق رفاه، یعنی دسترسی به آموزش، سلامت و سرپناه به وجود نمی‌آید. مولفه هایی که غفلت در تامین آن ها می‌تواند موجب بروز بزه و انحراف در طبقات مختلف جامعه شود.

زهرا طارمیان

پنجشنبه 27 دي 1397
09:17:31