شهروند پروری در خانه های فرهنگ

کارشناسان از خلأهای فرهنگسراهای قزوین می گویند؛
شهروند پروری در خانه های فرهنگ

نگاه مدیریت شهری قزوین و پارلمان محلی به مقوله فرهنگ در دوره فعالیت شورای امید، نگاهی کالبدی بوده است؛ با این توجیه که ابتدا باید فضاها و زیرساخت های فرهنگی به اندازه کافی تأمین شود، بعد از آن به دنبال برنامه و ایده های اجرایی بود. این رویکرد سبب شده تا طی یکسال فعالیت شورای پنجم کلنگ زنی و احداث فرهنگسراها و خانه های فرهنگ بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.


حال آن که اهالی فرهنگ با انتقاد از این رویکرد، برنامه محوری را ارجح به رشد کمی فضاهای فرهنگی دانسته و معتقدند فضاهای فرهنگی بدون برنامه های مفید و موثر، هیچ فایده ای نخواهند داشت. افزون بر آن عده ای معتقدند فرهنگسراها نباید مشابه آموزشگاه ها فقط محل تدریس باشند بلکه می توانند در تغییرات فرهنگی و اجتماعی محلات جریانسازی کنند و مردم را به سوی رفتارهای صحیح نیل دهند.
واگذاری فرهنگسراها به بخش خصوصی
رئیس خانه نقاشان حوزه هنری استان در این باره می گوید:« در دوره اخیر شورای شهر و فعالیت یک ساله آن ها، شهرداری طبق روال گذشته خود تقریبا تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا در مناطق سه گانه شهری، حداقل یک فرهنگسرا را داشته باشد. ولی در دوره قبل هم اتفاق خوبی که افتاد این بود که بعضی از این فرهنگسراها و خانه های فرهنگ به بخش خصوصی واگذار شد، مانند فرهنگسرای خانه شادی در چهارراه فلسطین یا فرهنگسرای رز در انتهای خیابان راه آهن. وقتی خانه های فرهنگ به بخش خصوصی واگذار شوند، مدیریت هزینه ها و دیگر موارد برای شهرداری آسان تر می شود و این بخش با انگیزه و انرژی بیشتری کار خود را ادامه می دهد. در کنار همه این فعالیت ها کیفیت و راندمان کاری هم افزایش می یابد.»
خلأ نیازسنجی در برنامه های فرهنگسراها
محمد اسدی در ادامه به کیفیت برنامه های آموزشی در فرهنگسراها و خانه های فرهنگ اشاره کرده و ادامه می دهد: «در چند سال اخیر، کیفیت آموزش ها نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده و روندی رو به رشد دارد. همین امر سبب می شود تا فعالیت های این خانه های فرهنگ هم پیشرفت کند. با این حال به نظر می  رسد؛ نیاز سنجی دقیق و علمی برای فعالیت فرهنگ سراها و خانه های فرهنگ و حتی دیگر بخش های این حوزه به درستی انجام نمی گیرد. معمولاً فعالیت فرهنگی گرفتار بیلان کار و رزومه های رسانه ای مسئولان و مدیران است و البته این یک امر طبیعی است؛ اما در رابطه با فعالیت فرهنگسراها یک چارت مشخص تعبیه شده است که تعیین می کند چه کلاس هایی با چه مدرسانی برگزار شود. نکته ای که وجود دارد این است که بسته به تقاضا ممکن است این چارت  تغییر کند و آن چهارچوب استانداردی که روی کاغذ تعریف شده است به طور صد درصد به اجرا در نیاید».
اسدی دلیل این امر را توضیح می دهد: «در مناطق پایین شهر مخاطبان کلاس های قرآنی بسیار زیاد هستند و کنار این شاید مخاطبان مثلاً کلاس های مجسمه سازی یا زبان کمتر باشند و به همین جهت ممکن است کلاس های قرآنی جایگزین دیگر کلاس ها شوند. ولی در منطقه سه قزوین این رویه تقریباً برعکس است. از این رو می توان گفت فرهنگسراها بسته به نیازهایی که دارند؛ مخاطب خود را بررسی و با توجه به تقاضای جامعه هدف کلاس های خود را برنامه ریزی می کنند.»
انتقاد به سطح کیفی مدرسان
این فعال فرهنگی در مورد سطح کیفی مدرسان آموزشی در این فرهنگسراها هم می گوید:« نقد بسیاری به این مسئله وارد است؛ چرا که برای کم کردن هزینه ها و به دست آوردن سود بیشتر، معمولاً از مدرسین خوب استفاده نمی کنند. مثلا در حوزه نقاشی کودک از فارغ التحصیلان رشته گرافیک استفاده می کنند. در حالی که آن ها آموزش نقاشی کودک بسیار سخت تر از آموزش بزرگسالان است و به دانستن روانشناسی و روان درمانی کودک هم نیاز دارد و تجربه زیادی هم می طلبد. به طور کلی یک رویه غلط آموزشی وجود دارد و دلیل آن هم پایین بودن سطح آگاهی، سواد و تجریه مدرسان است.»
او در نهایت به ابعاد تربیتی خانه  های فرهنگ اشاره می کند: «اولویت برنامه ای خانه های فرهنگ باید تربیتی باشد تا آموزشی، و در کنار این ها از کلاس هایی بهره گیرند که هیجان و فعالیت های شاد و در عین حال آرامش بخش داشته باشند. نه این که صرفاً معلم به عنوان متکلم وحده در کلاس حضور یابد و شاگردان فقط گوش دهند. همچنین خلاقیت و نوآوری هم باید در دستور کار برنامه های آموزشی خانه های فرهنگ قرار گیرد.»
ورود دوره های شهروندی به فرهنگسراها
اما محمد درافشانی، رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری قزوین با اشاره به تغییر رویکرد در اجرای برنامه های این سازمان در سال های اخیر، بیان می کند: «در سال های گذشته اولویت مراکز آموزشی برگزاری کلاس ها و دوره های هنری و آموزشی بوده است. اما  از سال 95 درکنار برگزاری دوره های آموزشی، دوره های شهروندی و کارگاه های آموزشی هم در دستور کار قرار گرفته است.»
او در این باره توضیح می دهد: «دوره های شهروندی شامل آموزش مباحث در حوزه مدیریت شهری، از قبیل ترافیک، مدیریت پسماند، فضای سبز، آتش نشانی و همسایه مداری بوده است. علاوه بر آن در حوزه خانواده هم  دوره های تربیت فرزند، همسرداری، اقتصاد خانواده و دیگر موضوعات مربوطه به برنامه های آموزشی که از قبل در دستورکار فرهنگسراها وجود داشت، افزوده شده است.»
در افشان از افزایش 47درصدی اجرای برنامه های شهروندی در مراکز آموزشی نسبت به سال 95 خبر داده و اضافه می کند: « درکنار کارگاه های آموزشی که عمدتاً در فرهنگسراها و خانه-های فرهنگ برگزار می شود، سعی شده است موضوعات شهروندی در قالب برنامه های پارکی و جنگ های عصرگاهی در محلات شهر قزوین و نواحی منفصل هم به شهروندان آموزش داده شود.»
فرهنگسراها می توانند نماد عدالت آموزشی باشند، مشروط به آن که سیاست های تعیین شده از سوی مدیریت شهری، این فضاها را به مطالبات و نیازهای عمومی نزدیک تر کند و بیش از نگاه درآمد محور، آن ها را بازوانی برای تربیت شهروندان و توسعه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و هنری برای زیستن در شهر ببیند.

حمیده رجب پور

پنجشنبه 19 مهر 1397
09:42:41