دور اما نزدیک؛ درد اما مشترک

سرنوشت مددجویان اورژانس اجتماعی چه می شود؟
دور اما نزدیک؛ درد اما مشترک

صدای جر و بحث همیشه از خانه شان شنیده می شد و به دنبال آن صدای شکستن وسایل و گریه های ممتد که پایانی نداشت. مثل یک داستان تکراری هر چند روز یک بار این ماجرا دوره می شد.


دخترشان 3سال بیشتر نداشت. دعوا که بالا می گرفت، علی خواهرش را به خانه ما که همسایه دیوار به دیوارشان بودیم، می آورد. خودش هم در کوچه می ایستاد تا اوضاع آرام شود. با این که سن زیادی نداشت؛ اما شرایط او را بزرگ و بزرگ تر کرده بود. چند ساعتی که از دعوا می گذشت علی و سمیه را به خانه شان می بردم و هیچ وقت سعی نمی کردم که بیش تر از چند دقیقه با مادرشان صحبت کنم.
تا این که هفته گذشته به بهانه خداحافظی برای اسباب کشی به خانه شان رفتم. گوشه صورتش کبود بود و دست چپش پر از زخم های عمیق و سطحی. خودش شروع کرد به تعریف کردن روزگارش. به خودزنی اعتراف کرد و در گوشم خواند که دفعه بعدی خودش را خواهد کشت. علی؛ مرد کوچک خانواده همه چیز را با چشمانش می دید و می شنید اما سکوت می کرد و کاری نمی توانست انجام دهد. گویا بازوهای کوچکش توانایی مقابله با این شرایط را نداشت. در جست و جوی یک روانشناس خوب بودم تا بتواند به آن ها کمک کند. تلفنی که شرایط را به مرکز مشاوره ای توضیح می دادم چندین راه حل را برایم شرح داد و در میان صحبت هایش توصیه کرد که با اورژانس اجتماعی تماس بگیرم. این اسم برایم آشنا نبود و از او خواستم که برایم توضیح دهد، او هم از فعالیت ها و نحوه ی اطلاع رسانی برایم گفت. چند روزی بود که صدایی از خانه شان نمی آمد و من هم از فکر این که مشکلاتشان حل شده، خوشحال بودم و دیگر با اورژانس تماس نگرفتم. در حال جمع کردن وسایل خانه ام بودم که صدای علی را پشت در شنیدم که محکم تر از همیشه در را می کوبید. در را که باز کردم، سمیه همراهش نبود. هق هق کنان چیزهای پراکنده ای گفت و فقط دستم را گرفت و مرا به دنبال خود کشاند.
در خانه شان نیمه باز بود و صدای جیغ های سمیه در گوشم می پیچید. در را که کنار زدم، مادرش رادیدم که در کشو های آشپز خانه مدام جست و جو می کند و بلند بلند به خودش ناسزا می گوید. از او درمورد همسرش پرسیدم و علی گفت که به پشت بام رفته و می خواهد خودش را به پایین پرت کند. سریعا با پلیس و اورژانس اجتماعی و آتش نشانی تماس گرفتم.»
این روایت تجربه فردی است که توانسته با اعتماد به اورژانس اجتماعی خطری بزرگ را از بیخ گوش یک خانواده 4نفره برهاند.
آشنایی با اورژانس اجتماعی
کارشناس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی استان، در خصوص شکل گیری و فعالیت های این مجموعه به فروردین امروز توضیح می دهد: «اورژانس اجتماعی از سال1387 و در راستای حل مشکلات اجتماعی و پاسخگویی به نیاز های مردم شکل گرفت. این نهاد با فعالیتی تخصصی از سوی سازمان بهزیستی قصد دارد مداخله های روانی -اجتماعی را قبل از مداخله های قضایی و انتظامی و حتی در کنار این مداخله ها انجام دهد. هدف از فعالیت یادشده، مداخله موثر در آسیب های اجتماعی، به منظور کنترل و کاهش آسیب و جلوگیری از تشدید بحران هاست.»
پری میرزایی ادامه می دهد: «ارتقای توانمندی های افراد در معرض آسیب، مقابله با مسائل فردی و اجتماعی، شناسایی آسیب اجتماعی نوپدید و باز پدید، شناسایی مناطق و کانون های آسیب دیده از جمله این فعالیت هاست. افراد مشمول کودکان یا همسران آزار دیده، مبتلایان به اختلالات جنسی، دختران و پسران فراری از منزل، افرادی که اقدام به خودکشی کرده و یا قصد آن را داشته باشند و مهم ترین گروه یعنی زنان و دختران در معرض آسیب، هستند.»
این کارشناس با اشاره به خدمات مختلف اورژانس که در دو مدل ارائه می شود؛ توضیح می دهد: « مدل سرپایی که شامل مشاوره ضروری در شرایط بحرانی است، به افرادی تعلق دارد که مکانی برای زندگی داشته و در زمانی خاص نیاز به حمایت دارند. نوع دیگر مختص افرادی است که سرپناهی نداشته و با دستور قضایی باید به مراکز نگهداری راهنمایی شوند.»
او همچنین به نحوه ارتباط گیری با مجموعه اورژانس اجتماعی اشاره می کند: «نحوه ارجاع مددجویان به اشکال مختلف درون سازمانی و به طور گسترده تر برون سازمانی صورت می گیرد. اولین و کم هزینه‌ترین راه، تماس با خط 123 است که روشی مراجعه محور محسوب می شود و خود افراد و یا آشنایان آن ها در خواست کمک می کنند. بخش های مختلف سازمان بهزیستی همانند بخش معمولان و توانبخشی نیز ممکن است افرادی که دچار بحران شده را به اورژانس معرفی کنند. مراجع قضایی، نیرو های انتظامی، آموزش و پرورش، مراکز مشاوره و مددکاران اجتماعی بیمارستان ها هم می توانند افراد را بر حسب مشکلاتشان به اورژانس ارجاع دهند.»
میرزایی در رابطه با خدماتی که به افراد پذیرش شده ارائه می شود، نیز توضیح می دهد: «آن ها از راه های مختلف خدمات مددکاری شامل ارزیابی وضعیت اجتماعی، روانشناختی حقوقی، بهداشتی و درمانی را دریافت کرده و در صورت نیاز به نگهداری، ظرف مدت 24ساعت با حکم قاضی، این ارجاع صورت می گیرد. این افراد تا زمانی که به تشخیص روانشناس و مددکار از شرایط بحران خارج نشوند، تحت حمایت های مختلف اورژانس خواهد بود. بعد از بررسی های انجام شده در مورد وضعیت مددجو و بهبود شرایط او را برحسب مشکل به مرکز باز پروری، خانه سلامت، خانه امن و... می فرستند یا در واحدهای پرداخت مستمری تشکیل پرونده می دهند، تا زمانی که فرد با
کمک های مردمی و یا مسئولیت پذیری یکی از اعضای خانواده یا آشنایان به طور کامل از شرایط بحرانی و آسیب دورشود.»
به گفته کارشناس اورژانس اجتماعی، در حال حاضر در سطح استان 7 واحد اورژانس فعال در مرکز استان، اقبالیه، بوئین زهرا، تاکستان، الوند، محمدیه و آبیک در حال خدمت رسانی هستند که با توجه به نیازها، طی سال اخیر حجم خدمات دو و نیم برابر افزایش پیدا کرده است.
ولی افتاد مشکل ها
اورژانس اجتماعی با مشکلات زیادی رو به روست. یکی از اساسی ترین مشکل ها اعتبارات محدود این سازمان است. با توجه به آنکه طیف مددجوها غالباً در محدوده سه دهک پایین جامعه هستند و در بسیاری از آن ها آسیب و یا فقر به صورت نسلی بوده و به حمایت های مالی احتیاج دارند، لازم است تا بودجه بیشتری در اختیار این مرکز قرار بگیرد. مهمترین مسئله پیش رو در خصوص شهروندان نیز، مسئولیت پذیری است که در صورت مشاهده و یا برخورد با چنین مواردی حتما به اورژانس اجتماعی اطلاع دهند.
مددجویان هم باید اطمینان حاصل کنند تا مشکلات آن ها به صورت کاملا محرمانه بررسی و حل خواهد شد.

مهسا رمضانی

شنبه 3 شهريور 1397
08:36:23