سکوت شعر فریادگر

بررسی وضعیت شعر اجتماعی در قزوین؛
سکوت شعر فریادگر

وضعیت سیاسی و اجتماعی روزگاران گذشته تا امروز همواره سبب می شد تا شاعران لب به سخن بگشایند و با زبان شعر و ترانه دغدغه های مردم را بیان کنند.


شاید به همین دلیل شعر و شاعران جایگاه ویژه ای در میان مردم داشته اند. برجستگانی مانند فرخی یزدی، ملک الشعرای بهار، عارف قزوینی، ادیب الممالک فراهانی در سبک سنتی و شاعرانی مانند علی اکبر دهخدا، ایرج میرزا،  عارف قزوینی، نسیم شمال و... با زبان کوچه و بازار همواره همراه با مردم اعتراضات خود را فریاد می زدند. حتی در دهه  50هم شاعرانی مانند اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و احمد شاملو همگام با مردم در مسیر انقلاب پیش می رفتند. اما امروز شاید کمتر تأثیرگذاری شعر در تحولات اجتماعی و سیاسی احساس شود و سهم شعر شاعران قزوینی در بیان دغدغه ها و مشکلات اجتماعی مردم همانند گذشته نیست در حالی که شاعران با تکیه بر آنچه که از احساس و دانش تعصی می گیرد، می توانند زبان لطیف اما گویای بسیاری از ناگفته ها در جامعه باشند.
مهجوریت شعر در انبوه رسانه های جدید
سعید عاشقی؛ شاعر بنام قزوینی در این باره به فروردین امروز می گوید: «قابلیت شعر برای بیان وضعیت اجتماعی مردم کمرنگ شده است؛ زیرا رسانه های دیگر جای شعر را گرفته اند و این بار به دوش هنرهای دیگر واگذار شده است. ولی با این حال باز هم شاعرانی هستند که با روش های مختلف دغدغه های خود را بیان می کنند. از جمله شاعران طنزپرداز که باکنایه و استهزا نکاتی را مطرح می کنند که پذیرش آن راحت تر می شود.»
عاشقی در پاسخ به این سوال آیا شعر و تحولات اجتماعی هم سو با یکدیگر حرکت می کنند یا خیر، به فروردین امروز می گوید: «در دوره های مختلف زمانی این امر متفاوت است. مثلاً در دوره مشروطه از جمله عواملی که باعث شکل‌گیری مشروطه می شود، آشنایی برخی از افراد مبارز با ادبیات داخلی و خارجی است. کسانی مانند شمس کسمایی و ابوالقاسم لاهوتی هم شاعر و هم مبارز اجتماعی بودند. پس باید بگوییم شعر و تحولات اجتماعی و سیاسی در هر دوره زمانی لازم و ملزوم یکدیگر هستند.»
این شاعر قزوینی صحبت هایش را این گونه ادامه می دهد:« به سبب آن که در گذشته رسانه دیگری به جز ادبیات وجود نداشت، شعر سلاحی محکم برای بیان دغدغه های اجتماعی بود و در خدمت انقلاب ها قرار می گرفت. ولی در حال حاضر امکانات و رسانه‌های قوی تری وجود دارد و خود به خود نقش شعر کمرنگ تر شده‌است. ولی با این حال شعر به شکل فردی‌تر دغدغه ها را بیان می کند.»
شاعران؛ مقلد سنت های ادبی قدیم
حمید عابدی ها، دکترای زبان و ادبیات فارسی هم در خصوص شعر اجتماعی در زمان حال قزوین به فروردین امروز توضیح می‌دهد: «در قالب شعر طنز و فکاهه می توان مسائل روز را مشاهده کرد؛ ولی در شعر جدی هیچ گونه هم سویی بین شعر و مسائل اجتماعی و سیاسی وجود ندارد و شاعران به پیروی از سنت های ادبی قدیمی بسنده کرده اند.»
عابدی ها به فروردین امروز می گوید: «اگر بخواهیم در شعر امروز مسائل اجتماعی را لحاظ کنیم، این مسئله کاملا به شاعر و انگیزه او مربوط می شود. یعنی یک شاعر باید به قول علامه اقبال لاهوری صورت ملموس و محسوس زبان ملت و قوم خود باشد. زمان آن دوران سر آمده است که شاعران صرفا با بیان احساسات و عاطفه ای که دارند، موضوعات کلاسیک و کلیشه ای را دست مایه شعر خود قرار دهند. به همین سبب است که باید در شعر امروز تعلیم، انتقاد، اعتراض، پیشنهاد و مسائلی از این دست باشد. البته باید این امر به نحوی پیش برود که شعر حالت شعار گونه به خود نگیرد و هم چنان شعر باشد و از عناصر ادبی در آن استفاده شده باشد.»
عابدی ها در همین رابطه به شعر دفاع مقدس اشاره کرده و عنوان می کند:« در شعر پایداری گاهی شعری گفته می شود و دست به دست
می چرخد. اما گاهی شاعر با خانواده شهدا و ایثارگران هم نشین است و نکات و موتیف هایی در ذهن او شکل می گیرد که شاید برای کسانی که از این فضا دور هستند غیر قابل ملموس است. البته در حال حاضر شاعران باید از این حالت رسمی خارج شده و در بطن و کف جامعه حضور یابند.»
استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی معتقد است که شعر و تحولات اجتماعی در حالتی دو سویه و همراه باهم حرکت می کنند و در این باره توضیح می دهد:« برخی از مسائل اجتماعی آن قدر شدید هستند که خواه ناخواه شاعر و هنرمند را به سمت خود سوق می دهد ولی بعضی از هنرمندان پیشگام و آینده نگر هستند و زمینه را برای تحولات اجتماعی مهیا می کنند. پس شاعرانی که اندیشمند هستند و درد جامعه دارند، باید مقدمات جنبش های اجتماعی را فراهم آورند. اگر شاعری طلایه دار این امر شد دیگر درگیر تقلید و جبر نمی شود یعنی خود او اثر گذار است.»
عابدی ها دلایل کمرنگ شدن اثر گذاری شعر را بیان می کند: «به طور کلی تاثیر رسانه های کتبی کم شده است و چون شعر هم به صورت کتبی بیان می شود، طبیعتاً مخاطب کمتری دارد. در کنار این باید به فاصله شعر از مردم هم اشاره کرد.»
بدیهی است شعر و تحولات اجتماعی هم سو و همراه باهم حرکت می کنند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. یعنی هم شاعر می تواند طلایه دار عصر خود باشد و هم این امکان برای او فراهم است تا هم جهت با تحولات اجتماعی حرکت کند.

حمیده رجب پور

شنبه 3 شهريور 1397
08:32:50