دیروز: زندگی بدون توازن

دیروز، امروز، فردا
دیروز: زندگی بدون توازن

وقتی به ایران آمد، از راهب متعصب تبدیل به فیلمسازی نگران و منتقد شده‌بود. اواخر دهه شصت بود و جشنواره بین‌المللی فیلم فجر او را از نیویورک به تهران کشانده‌بود. آمده‌بود تا در کنار اکران فیلم زندگی بدون توازنش (کویانی کاتسی) از عقایدش دفاع کند؛ عقایدی که به دنیا و آدمهایش با دیده شک و نگرانی نگاه می‌کرد.


باآنکه سینما نخوانده‌بود، فیلم سر و شکل‌دار و تاثیر‌گذاری ساخته‌بود. در فیلمش حرکت آهسته (اسلوموشن) در کنار تصاویر درشت از چهره‌ها و نمایش آیین‌های سرخپوستی، از جهانی می‌گفت که کامل بوده و با گذر زمان با پیشرفت و گسترش تکنولوژی به طرز غیرقابل تعمیری شکسته‌است. همان سال در جلسه‌ای که با حضور او تشکیل شده‌بود، از دغدغه‌هایش گفت و دنیای مدرن را نقد کرد. همه حرف‌هایش جذاب بود؛اما هرحرف جذابی قرار نیست درست باشد. در مورد حرف‌های او هم همین‌طور بود. دنیای سرخپوستی و جوامع بدوی هم چندان کامل نبود. تکنولوژی هم اخ و پیف نیست؛ خوبی دارد،بدی هم دارد. مهم آدم‌هایی هستند که از این تکنولوژی استفاده می‌کنند.آدم‌هایی که می‌توانند از بهترین آفریده‌های خدا هم بدترین استفاده را داشته‌باشند. بگذریم! نام آن کشیشی که ردا از تن بیرون آورده و پشت دوربین قرار گرفته‌بود، «گادفری رجیو» بود. آن سال حضورش در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر جشنواره را برایم جذاب‌تر کرد؛ هرچند بعضی از حرف‌هایش با نگاه و نگرش من تفاوت داشت. بعدها با ساخت فیلم‌های زندگی در تحول و زندگی به مثابه جنگ سه گانه مستندش را تکمیل کرد. اگر این فیلم‌ها را ندیده‌اید حتما ببینید، فیلم‌های جذابی است.
امروز: انسان ناجی انسان
اعتراف می‌کنم تا وقتی خودش را ندیده‌بودم، گمان نمی‌کردم سازنده فیلم‌های درجه یکی مثل شیر،تخم مرغ، عسل و گندم، اینقدر پی نجات انسان باشد؛البته این را هم نمی‌دانستم که او؛ یعنی «سمیح کاپلان اوغلو» درحال حاضر یکی از سه فیلمساز برتر سینمای ترکیه است. سی و ششمین جشنواره جهانی فجر باعث شد تا همه اینها را بدانم. گذشته از آن باعث شد تا با او از سینما و علائقش حرف بزنیم. حرف‌هایش از گادفری رجیو برایم جالب‌تر بود. معتقد است نکبت و سیاهی دنیا را فقط انسان می‌تواند اصلاح کند،آن هم با اصلاح خودش! تحت تاثیر «یونس امره» شاعر و عارف ترک و مولانای خودمان است؛البته برای او مولانا مولانای خودشان است!. حضورش در جشنواره فیلم فجر، اگرچه در سایه حضور الیور استون، فرانکو نرو، آی آر رحمان و... کمرنگ شده‌بود؛ اما برای من پر رنگ‌ترین حضور بود. برای آنکه حرفم را متوجه شوید، توصیه می‌کنم فیلم‌هایش را ببینید و درباره‌اش بیشتر بخوانید. شاید شما هم مثل «دکترالستی» به این نتیجه رسیدید که او روحانی‌ترین فیلمساز دنیاست؛ البته منظورش از روحانی شخص یا شغل خاصی  نیست؛ شغلی که .... بگذریم تفکری پاک است که در پی نجات انسان است.
فردا:  انتظار،انتظار،انتظار
سال‌هاست که در کشورمان از سینمای معناگرا و دینی می‌گویند. سالهاست که هزینه‌ای زیادی صرف آموزش طلاب و روحانیون برای آشنایی سینما می‌شود. سال‌هاست که این قشر درباره سینما نقد می‌کند و همیشه به‌دنبال فیلم‌هایی هستند که جوهره دینی داشته‌باشند و انسان را از فرش به عرش برسانند؛ اما حقیقتش را بخواهید تا به امروز یکی مثل گادفری رجیو پیدا نشده که ردا از تن بیرون بکشد و عقایدش را در سینما به بهترین شکلی تصویر کند یا مثل سمیح کاپلان اوغلو، در پی نفس و حکمت باشد. خدا را چه دیدید، شاید در آینده این اتفاق رخ بدهد. فقط به روحانیون محترم و کسانی که برایشان پول خرج می‌شود تا روزی روزگاری به سینمای دینی برسند، توصیه می‌کنم، فیلم‌های این دو نفر را ببینند.

حسن لطفی

چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397
13:48:11