دیروز: حاتمی کیا سال1374

دیروز ، امروز ، فردا
دیروز: حاتمی کیا سال1374

بهمن 1374 در یکی از جلسات پرسش و پاسخ چهاردمین جشنواره فیلم فجر برای اولین بار چهره عصبانی و رگ‌های بیرون زده گردنِ ابراهیم حاتمی کیا را دیدم، آمده‌بود تا درباره فیلم‌های «برج مینو» و «بوی پیراهن یوسف» پاسخ بدهد؛ اما بیشتر از آنکه جواب بدهد، شکایت و اعتراض کرد.


کسانی که پشت سر او و نیکی کریمی حرف زده ‌بودند، به خدا حواله داد و گفت نمی‌بخشدشان. از علیرضا زرین دست گفت که سر صحنه فیلم بوی پیراهن یوسف به تنگ هم زده بودند و از نیمه کار مجبور به جدایی شده بودند. این آخرین باری نبود که ابراهیم را گُر گرفته دیدم. بعدها متوجه شدم خصوصیت معترض بودن ابراهیم حاتمی کیا فقط مربوط به فیلم‌هاش نیست. او در کارش هم در ردیف معترضان است؛ معترض به همه کسانی که مثل او نیستند؛ دیگرانی که گاه ناچار به تحمل برخوردهای کاملا شخصی او می‌شوند، برخوردهایی که بعضی اوقات به فیلم‌هایش برمی‌گردد(گزارش یک جشن، به رنگ ارغوان، چ، آژانس شیشه‌ای و...) و گاهی به حاشیه فیلم‌هاش (چ، برج مینو و...) دلیلش به خصوصیات فردی او ربط دارد یا به‌خاطر جایگاهی که دیگران برایش درست کرده‌اند چندان برایم مشخص نیست. شاید هم زنده یاد علی معلم او را درست شناخته بود که می‌گفت «بچه لوس سینمای ایران» است. شاید هم ... بگذریم!
امروز: اعتراض مرد ردیف جلو
قاعده کار جشنواره فیلم فجر این است که در مراسم اختتامیه،کاندیداها جای مشخصی داشته‌باشند. در هیچ دوره‌ای شاهد نشستن کاندیدایی در ردیف اول نبوده‌ام.(اگر هم بوده، من ندیده‌ام). در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، ابراهیم حاتمی کیا  که خودش و فیلمش کاندیدای جوایزی بودند، در ردیف اول نشسته بود؛ جایی که مخصوص  مدیران، مسئولان و میهمانان ویژه است. اینکه چرا و چطور این فیلمساز خوش تیپ همیشه معترض آنجا نشسته معلوم نیست. چیزی که مشخص است جایگاهی است که او برای خودش و آثارش قائل است. در ذهن حاتمی کیا فیلم‌هایش  همیشه بهترین است. اگر جز این بود، همواره مدافع سرسخت آثار خودش در مقایسه با دیگران نبود. برایش امکانات دیگران محصول توطئه و دست دراز کردن پیش بیگانگان است؛ اما استفاده‌های خودش از امکانات، پول و... سازمان‌ها و ارگان‌ها ارزشی است. اگر فیلمش در جشنواره‌ای جایزه نگیرد، داورانش متهم به باند بازی می‌شوند؛ اما وقتی جایزه‌های جشنواره را به خودش و عوامل فیلمش بدهند، اخلاق خوش‌تری پیدا می‌کند. این‌ها را ننوشتم تا از ارزش فیلم‌های «آژانس شیشه‌ای»، «مهاجر»،«به رنگ ارغوان» و«گزارش یک جشن» کم کنم. حساب فیلمساز از فیلمش جداست. حاتمی‌کیا در نوع خودش فیلمساز کاربلدی است. چیزی که در او نمی‌پسندم، همیشه محق و طلبکار بودنش است. اگر اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر را دیده و حرف‌های او را شنیده‌باشید، متوجه منظورم می‌شوید. حاتمی‌کیا آن شب معترض بی‌دلیل بود. کسی که ردیف اول می‌نشیند، حمایت مادی و معنوی می‌شود باید سر بزیرتر از این حرف‌ها باشد. اعتراض به امثال بیضایی، تقوایی، فرمان آرا و.... بیشتر می‌آید.
فردا: اعتراض خوب
اینکه ابراهیم حاتمی کیا در آینده هم معترض خواهد ماند، نمی‌دانم. به عنوان یک هنرمند باید از اعتراض‌هایش استقبال کرد؛ اما امیدوارم در آینده فیلمسازانی را ببینیم که اعتراضات درست‌تری دارند؛اعتراضاتی که به شرایط بهتر برای هنر این مرز و بوم و مردمش ختم شود. فقط نق نق بچه لوسی نباشد که به او گفته‌اند برو توی صف.
حسن لطفی

شنبه 5 اسفند 1396
06:42:10