دیروز: تلاش فریدون جیرانی

دیروز ، امروز ، فردا
دیروز: تلاش فریدون جیرانی

قاعده کار این است که باید یکی پیدا شود و آستین‌ها را بالا بزند. اگر منتظر دیگران بمانیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اواسط دهه پنجاه  هم همین آستین بالا زدن فردی باعث اتفاق خوبی برای علاقه‌مندان به سینمای هنری می‌شود.


 فریدون جیرانی منتقد و فیلمساز معروف این روزها، به‌خاطر تحصیل در دانشگاه به قزوین می‌آید؛البته درآن سال‌ها دانشجوی گمنامی بوده که به فیلم و سینما علاقه داشته‌است؛ علاقه‌ای که باعث می‌شود تصمیم به نمایش فیلم‌هایی بگیرد که کمتر روی پرده سینمای شهرستان‌ها به نمایش درمی‌آید. نتیجه این خواست و یاری دیگران نمایش فیلم‌هایی از فیلمسازانی همچون فلینی،جان فورد و... در سینما آریای شهر است. فیلم‌ها در سانس آخر یکی از روزهای هفته به نمایش در می‌آید و مورد استقبال قرار می‌گیرد. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی اگرچه برنامه نمایش فیلم‌های مطرح دنیا در سالن‌های ادارات و مراکز فرهنگی قزوین (سینمای جوان، ارشاد،هلال‌احمر و حوزه‌هنری) با جدیت دنبال می‌شود؛ اما راه‌اندازی برنامه به تماشای مستند دوباره پای جمعی از علاقه‌مندان به فیلم‌های جدی‌تر را به سینما مهتاب باز می‌کند؛ پا باز شدنی که نتیجه‌اش لبخند بر لبان رضا بصیری، مدیر سینما و کارکنانی است که طی آن سال‌ها با صندلی‌های خالی به اکران فیلم‌ها پرداخته‌اند. این برنامه که در اواسط دهه نود در سینما مهتاب برگزار می‌شد، اگرچه  با حمایت انجمن سینمای جوان دفتر قزوین و رئیس همراهش، امیر ملاحسنی  برگزار می‌گردید، بیشتر نتیجه پیگیری و تلاش و آستین بالا زدن چند هنرمند علاقه‌مند به سینمای مستند بود(امیرحسین ثنایی،ابوالفضل سروش‌مهرو...).علی‌رغم استقبال خوب فیلمسازان جوان و علاقه‌مندان سینما از این برنامه، نبود بودجه و ... زمینه خاموشی چراغش را فراهم می‌سازد تا باردیگر سالن‌های نمایش ادارات (خصوصا تالار مولانای اداره ارشاد) تنها مکان‌هایی باشند که علاقه‌مندان جدی سینما می‌توانند در آن‌ها بخشی از فیلم‌های مورد علاقه خود را به تماشا بنشینند. در این میان، برنامه چهارشنبه‌های سینما در انجمن سینمای جوان دفتر قزوین (کارگاه فیلمنامه‌نویسی سابق) با نمایش فیلم‌های برتر سینمای دنیا،پیگیرترین برنامه در این خصوص بوده و هست؛ برنامه‌ای که عصر هر روز چهارشنبه در مجتمع فرهنگی ارشاد و تالار مولانا برگزار می‌گردد. 
امروز: سینما چشم
نظریه «سینما چشم» را اوائل قرن نوزدهم ژیگاورتف، فیلمساز روس مطرح کرد. چند وچون این نظریه، بحث این نوشته و این مقال نیست،فقط بد نیست جمله‌ای از او را با هم مرور کنیم: «من سینما چشم هستم. دنیا را به صورتی نشان می‌دهم که تنها خودم می‌توانم ببینم»؛ جمله‌ای که گردانندگان برنامه سینما چشم در قزوین به وقت راه‌اندازی این برنامه در کانال تلگرامی خود باز نشر کردند؛ بازنشری که خبر از به‌راه افتادن برنامه  نمایش فیلم‌های متفاوت در سینما مهتاب می‌داد. از سر اتفاق یا طبق یک انتخاب هوشمندانه اکران فیلم یک اتفاق ساده ساخته  سهراب شهید ثالث در سالن سهراب شهید ثالث سینما مهتاب، آغازگر این برنامه بود؛ برنامه‌ای که با آستین همت بالا زدن چند علاقه‌مند به سینما ابوالفضل سروش مهر،امیررضا جلالیان،فرهاد نجفی و میثم جمالی شکل گرفته و قراراست ساعت هشت شب، هر شنبه محفلی برای گردآمدن علاقه‌مندان سینمای هنری و فیلمسازان جوان استان باشد. بدون شک استقبال اهالی فرهنگ و حمایت سازمان‌های فرهنگی و هنری (اداره ارشاد، حوزه هنری و انجمن سینمای جوان دفتر قزوین و...) می‌تواند عمر این رویداد را بلندتر و تاثیرش را بیشتر کند؛ بلندی و تاثیری که برای فرهنگ شهر مینودری قزوین خوب است و لبخند مدیر سینما مهتاب،رضا بصیری نازنین و رضایت آستین همت بالازنندگان را بیشتر خواهد کرد.
فردا: تحرک بیشترو آستین‌های بالا زده
 آینده فرهنگی و هنری یک شهر را جدا از وجود هنرمندان و اندیشمندان نخبه‌اش باید در تداوم برنامه‌های فرهنگی‌اش سراغ گرفت. دلم پی فردایی است که استان لبریز از برنامه‌های گوناگون هنری و فرهنگی باشد؛ برنامه‌هایی که بیش از همه نیازمند کسانی است که آستین همت بالا می‌زنند و به رویاهاشان جامه عمل می‌پوشانند.

حسن لطفی

شنبه 25 آذر 1396
15:16:14