از رنجی که می‌کشند

گزارشی ازایرانیان رانده شده ازعراق ساکن در قزوین
از رنجی که می‌کشند

«ما ایرانی هستیم؛ اما ایران برای ما، مادر مهربانی نبود. سال‌هاست به ایران بازگشتیم، ولی هنوز شناسنامه وطن خود را نداریم.» این گفته ماجد، یک معاود عراقی ساکن قزوین است.


سال‌ها پیش پدربزرگ او به همراه ایرانیان دیگر برای کسب درآمد به کشور عراق رفت و همانجا زندگی کردند. پس از روی کار آمدن صدام و قدرت گرفتنش، خانواده ماجد و هزاران ایرانی اخراج شدند که در عراق سکونت داشتند. حالا آن‌ها را معاودین عراقی می‌نامند؛ واژه‌ای که هم غربت آن‌ها را در عراق نشان می‌دهد و هم رنجی که در وطن تحمل می‌کنند.
عراق در دو نوبت ایرانی‌های ساکن عراق را از کشور اخراج کرد. یک بار در سال50 که همزمان با جشن‌های دو هزار و 500 ساله ایران بود و بار دیگر در سال58 که انقلاب اسلامی ایران پیروز شده‌بود.
 اخراج یک میلیون ایرانی از عراق
مردم ایران و عراق همواره با هم مناسبات تجاری و علمی داشتند و از دیرباز ایرانیان زیادی در کشور عراق سکونت داشتند؛ اما از دهه30 مهاجرت ایرانیان به ویژه کردهای فَیلی (Faili)که در استان‌های ایلام، همدان و لرستان سکونت داشتند به این کشور شدت گرفت تا جایی که گفته می‌شود حدود یک میلیون ایرانی در دهه50 در این کشور سکونت داشتند. بیشترایرانیان برای تجارت و کسب درآمد به عراق سفر می‌کردند. اولین بار در سال50 احمد حسن بکر، رییس جمهور وقت و فرمانده ارتش عراق به تحریک صدام حسین، معاون خود و به بهانه مناقشات جزایر سه گانه خلیج فارس اقدام به باطل کردن اقامت 50هزار ایرانی ساکن عراق کرد.
 اخراج ایرانی‌ها با جشن‌های 2هزار و500ساله شاهنشاهی همراه بود و دولت وقت ایران برای جلوگیری از اغتشاش و ترس از توطئه، ایرانی‌های رانده شده را از هم جدا و در چند شهر سکونت داد.
با روی کار آمدن صدام حسین، رهبر حزب بعث، در عراق، باز هم ایرانیان ساکن این کشور اخراج شدند. دولت عراق اموال ایرانیان را مصادره و تعداد زیادی از جوانانشان را دستگیر کرد که تاکنون نشانی از آن‌ها یافت نشده‌است.
 گفته می‌شود بیش از یک میلیون ایرانی در سال58 از عراق رانده شدند. بعدها نام معاودین عراقی بر این ایرانیان گذاشته‌شد و تاکنون نتوانستند خود را به عنوان ایرانی ثابت کنند.
 رانده شده از عراق؛ بی‌هویت در وطن
فلاح که از کردهای ایلامی ساکن عراق بود، هنگام بازگشت به ایران 15سال داشت. او به همراه خانواده‌اش در اردوگاه نصرآباد در قصر شیرین اسکان داده‌شد.
فلاح و 50هزار ایرانی دیگر همزمان با جشن‌های2 هزار و 500 ساله وارد کشور شدند و دولت ایران اجازه خروج از اردوگاه را به آن‌ها نمی‌داد. مدتی در تهران زندگی ‌کردند، سپس جمعیت شیر و خورشید، آن‌ها را 6ماه در گرمسار اقامت داد و بعد از آن به قزوین آمدند.
او به فروردین امروز می‌گوید: دولت ایران از ما می‌ترسید. با اینکه ما ایرانی بودیم، نگذاشتند وارد ایران شویم و در اردوگاهی خارج از شهر قصر‌شیرین اقامت داده ‌شدیم.
فلاح ادامه می‌دهد: بعد از سال‌ها زندگی در ایران و حتی حضور موثر در انقلاب و جنگ، ما هنوز هم به عنوان معاودین عراقی شناخته می‌شویم و فرزندانمان به عنوان خارجی خطاب می‌شوند.
ماجد، معاود عراقی دیگری به فروردین امروز می‌گوید: پسر بزرگش برای خدمت سربازی به تهران اعزام شد؛ اما بعد از زمان کوتاهی بدون دلیل او را به یک منطقه مرزی دوردست فرستادند. شاید اگر من متولد عراق نبودم، این اتفاق برای پسرم نمی‌افتاد.
ماجد از ایرانیان رانده شده از عراق است. پدرش در ایران متولد شده و شناسنامه ایرانی دارد؛ اما او و برادرانش کارت سبز دارند.
برادرش جزو اسرایی است که صدام کشته بود و پدرش اکنون در قطعه خانواده شهدا در قزوین دفن شده‌است.
او می‌گوید: پدر و مادرم شناسنامه ایرانی دارند و با وجود تمام مدارک، اما یک کارمند در اداره ثبت احوال جلوی کار ما را گرفت. با اینکه مجلس شورای اسلامی تصویب کرد عراقی‌هایی که دارای اصالت ایرانی دارند باید شناسنامه ایرانی بگیرند؛ اما هنوز نتوانستیم کاری از پیش ببریم.
سمیر، معاود عراقی دیگر که در قزوین سکونت دارد به فروردین امروز می‌گوید: ما نمی‌توانیم صاحب‌خانه شویم. نمی‌توانیم ماشین بخریم. نمی‌توانیم با یک ایرانی ازدواج کنیم. ما ایرانی‌الاصل هستیم؛ اما از خدمات بیمه بی‌بهره‌ایم. اگر بخواهیم سفر کنیم، باید به اتباع بیگانه مراجعه کنیم تا اجازه خروج کسب کنیم. ما در کشور خود بیگانه‌ایم.
سمیر می‌گوید: ما ایرانی هستیم؛ اما هنوز نتوانستیم خود را به عنوان شهروند ایرانی ثابت کنیم.
خدمات بی‌نظیر جمهوری اسلامی ایران به خارجیان
 اما سید سعید شاهرخی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار قزوین در مورد مهاجران خارجی پیشتر گفته‌بود: خدمات جمهوری اسلامی ایران به مهاجرین خارجی، بی‌نظیر است.
 او تاکید کرده‌بود که هیچ تفاوتی بین آموزش فرزندان ایرانیان و و فرزندان اتباع غیرایرانی نیست. شاهرخی از خدمات بهداشتی دولتی برای اتباع بیگانه هم گفته‌بود.
منوچهرحبیبی، معاون هماهنگی اموراقتصادی استاندار قزوین هم در کارگروه اشتغال استان از مهاجرپذیری استان قزوین گفت. او تاکید کرد که مهاجرپذیری استان  6دهم درصد بالاتر از میانگین کشوری است.
با وجود اینکه مسئولان استانداری از شرایط مناسب زندگی برای اتباع بیگانه در استان قزوین می‌گویند؛ اما ماجد، سمیر و بقیه ایرانیان رانده شده از عراق دارای کارت سبز ازشرایط مناسبی برخوردار نیستند. آن‌ها استخدام نمی‌شوند. با اینکه ایرانی‌الاصل هستند، از حق تحصیل رایگان بی‌بهره‌اند. نمی‌توانند گذرنامه داشته‌باشند و سفر به کشوری دیگر برایشان غیرممکن است. این ایرانیان در عراق مورد ظلم صدام قرار گرفتند. فرزندانشان کشته‌شدند و بدون سرمایه و سرپناهی به ایران رانده شدند و زندگی خود را از صفر آغاز کردند. در زمان انقلاب و جنگ شهید تقدیم انقلاب و نظام کردند؛ اما هنوز به عنوان شهروند ایرانی شناخته نمی‌شوند. این افراد مهاجر نیستند، ولی چون با تمام مدارک موجود نتوانستند شناسنامه بگیرند، جزو اتباع بیگانه محسوب می‌شوند و از حقوق اولیه خود محروم هستند. شاید به قوانین قویتر و یا مسئولان پیگیرتری برای حل مشکلات این ایرانیان نیاز است.

مریم میرحسینی

سه شنبه 2 آبان 1396
15:35:52