از دستفروش تا دولتمرد

از دستفروش تا دولتمرد

کار در بازار آهن‌فروشان، دستفروشی، معلمی، تحصیل، دستگیری و مبارزه ؛ همه و همه قطعات پازلی است که می‌بایست چیده می‌شد تا «محمدعلی رجایی» بشود نخست وزیر کشور و در سازمان ملل اعتراض و فریادش را با سخن گفتن از جایگاه هیات ‌ایرانی و نه از تریبون پیش‌بینی‌شده به جهان اعلام کند و بگوید: خداوند دوست ندارد کسی سخن درشت را فریاد بکشد مگر وقتی که مورد ستم قرار گرفته باشد.


ما در شرایطی به اینجا آمده‌ایم که کشورمان در میان آتش جنگ برافروخته از سوی دولت بعث و نامردمی عراق می‌سوزد. من دیروز مستقیما از جبهه جنگ عازم اینجا شدم. کشته‌ها و مجروحینی را که دیدن آنان دل هر انسانی، هر چند کم‌احساس را به درد می‌آورد، به چشم خود نظاره‌کردم. دنیا باید بداند که ارتش فریب‌خورده صدام به هیچ چیز رحم نمی‌کند و خاطرات حمله هیتلر را دوباره در یاد‌ها زنده کرده‌است.
پس از بیست و هشت روز از ریاست جمهوری‌اش، روز هشتم شهریور سال1360 صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست و تکه‌های پازل دولتمرد ایرانی را ماندگارتر کرد.

يكشنبه 19 شهريور 1396
10:28:57