خلوت‌گاهی برای نیایش

خلوت‌گاهی برای نیایش
دوره قاجار بود که این قرارداد را تنظیم کردند. اما این بار دیگر رنگ و بوی آبادانی می‌داد ساخت جاده شوسه از انزلی تا قزوین و همدان که برای روس‌ها که کاری نداشت. شرکت       راه‌سازی‌شان را در خیابان‌های شهرداری و دارایی امروز تاسیس کردند و این ناحیه را کانتور نامیدند. کانتور روس‌ها یا همان مرکز خودمان.



پنار چهار ضلعیش را ساختند و برایش دو گنبد قرار دادند و دری هم رو به سوی خاور گشودند تا در دو طرف دیواره‌هایش نقشی از خود بر جای بگذارد. نقش صلیب‌های روسی. برای حفاظت از این نقوش سقفی شیروانی با ستون‌های حایل چوبی قرار دادند و بر رویش سه طبقه ناقوس خانه ساختند. ناقوس خانه‌های بسیار نورگیر. بدین سبب برج ناقوسش نیز می‌خوانند. خلوت گاه خوبی بود تا یکشنبه‌های خود را در این کلیسا به راز و نیاز بپردازند. اما طولی نکشید که سال 1917 فرا رسید. سال انقلاب روس‌ها و سال لغو این قرارداد. پس لارجم تکمیل ساختمان این کلیسا ناتمام ماند. تا سال 1306 یا شاید هم 1307، سالی که رضا شاه به قزوین سفر کرد. قلدری او این بار مفید واقع شد. حداقل برای ما. بنای کلیسا تا حدودی تکمیل شد. وقتی در حیاط آجریش پا می گذاری نیروی عجیبی را احساس می کنی. بی اختیار گوشهایت را تیز می‌کنی. صدایی می‌شنوی چیزی شبیه تپش قلب. قلبی که با تو سخن می‌گوید و از تاریخ در گوشت زمزمه می‌کند. خم می شوی سرت را بر روی  مزار آن دو خلبان و مهندس روسی می‌گذاری.  حسی می‌گوید خودش است صدا از همین جاست. گوش کن! تو را می‌خوانند. می‌خواهد هر چند وقتی به دیدارشان بروی. آخر اینها در این خاک امانتند و رسم امانتداری هم واجب. پس تو را قزوین، خیابان دارایی فراموش مباد... .


الهام فرضعلی

چهارشنبه 16 مرداد 1392
16:33:49