رأفت انسانی یا گداپروری حرفه‌ای؟

گره کور تکدی‌گری در قزوین؛
رأفت انسانی یا گداپروری حرفه‌ای؟

اقداماتی که برای برچیدن بساط تکدی‌گری در قزوین صورت گرفته، تاکنون توفیق چندانی در پی نداشته‌است. هنوز هم جای جای شهر  پایگاه‌های ثابت نمایش این پدیده‌اند و اقدامات صورت گرفته کوتاه مدت‌تر از آنی هستند که کسی بتواند چهره بدون گدای شهر قزوین را به یاد آورد.


وضعیت دربرخی خیابان و نواحی پرتردد شهر به مراتب وخیم‌تر است. چهار راه ولیعصر، چهارراه محمدرسول الله، خیابان خیام و میدان آزادی همه روزه حضور اشکال جدیدی از تکدی‌گری را تجربه می‌کند. افرادی که به طور مستقیم طلب پول می‌کنند، کمتر شده‌اند و جای خود را به گلفروش‌ها، اسپند دود کن‌ها و ... داده‌اند. یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد، اوضاع کاسبی چندان هم بد نیست و حداقل از نظر مالی جایگزین خوبی برای مشاغلی است که بازارشان کساد شده‌است؛ اما چرا؟
نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم
در مسیر ولیعصر- حسن پور؛ درحالی‌که راننده جوان یک اسکناس را در دست کودکی می‌گذارد که شیشه ماشینش را تمیز می‌کند، با وی هم کلام می‌شویم: «خطی این مسیر نیستم؛ اما به طور اتفاقی با این بچه‌ها برخورد می‌کنم و اگر دشت کرده‌باشم، پولی به آن‌ها می‌دهم.»
مجید اسدی در پاسخ به این سئوال که «چرا به این افراد کمک می‌کند، می‌گوید:« این‌ها به میل من شیشه ماشین را پاک نمی‌کنند. وقتی برایم اسپند دود می‌کنند، نمی‌توانم بی‌تفاوت عبور کنم و با این تفکر که این افراد در یک باند هستند و قصد دارند جیب من و امثال مرا خالی کنند، به آن‌ها نگاه نمی‌کنم.»
من گدا نیستم
نوع تکدی‌گری در نواحی مختلف متفاوت است. خیابان خیام با چند زن  با پوشش مشابه که لهجه و برخوردشان از غیربومی بودن آن‌ها حکایت دارد، دیده می‌شود. دیالوگ مشترکی دارند:« خانم/ آقا چند لحظه وقتتان را به من بدهید، من گدا نیستم. زنی باردارم که از شما می‌خواهم برای رضای خدا از من چند جفت جوراب بخرید.»
برخی شهروندان و عابران هم مسحور این ادبیات مودبانه می‌شدند و با این تصور که با یک نیازمند آبرودار، اما ناچار، مواجه‌اند، مبالغ هنگفتی را برای چند جفت جوراب می‌پردازند.
 تکدی گری باندی؛ آری یا خیر؟
آنطور که مرتضی رحمانی، مدیرتوسعه خدمات اجتماعی شهرداری قزوین می‌گوید پدیده تکدی‌گری در قزوین باندی و حرفه‌ای نیست و به صورت خانوادگی به‌دلیل فقر مالی صورت می‌گیرد. این ادعا حاکی از آن است که انبوه متکدیانی که در سنین مختلف مناطق مختلف شهر قزوین را به صورت پایگاه‌های دائمی درآورده‌اند، نیازمندانی هستند که از این طریق امرار معاش می‌کنند.
اما ابراهیم آوندی، متولی طرح حمایت از کودکان کار و مسئول روابط عمومی توسعه خدمات اجتماعی شهرداری قزوین  در خصوص آمار مربوط به وضعیت کودکان کار که در واقع شکلی از تکدی گری را دنبال می‌کند، می‌گوید: «300 کودک کار در قزوین  شناسایی شده‌است و بیشترین کودکان از اتباع پاکستان هستند و به صورت تیمی و خانوادگی فعالیت می‌کنند که مجبور به تکدی‌گری هستند.»
تکدی گری به اجبار خانواده
عظیمی فر، فعال حوزه کودکان کار که در زمینه آموزش و اطلاع رسانی به این کودکان فعالیت می‌کند نیز در پاسخ به این سوال که بررسی‌های شما، از تکدی‌گری باندی و گروهی را نشانی دارد، توضیح می‌دهد: «ما با مواردی که نشان بدهد رئیسی، این کودکان را تحت استثمار خود درآورده‌باشد، مواجه نشدیم؛ اما بیشتر این کودکان به ویژه کودکان غیرایرانی از طرف خانواده‌های خود وادار به کار می‌شوند و مجبورند تحصیل را رها کنند تا بتوانند در تأمین هزینه‌های زندگی کمک کنند.»
وی ادامه می‌دهد: «اعتیاد والدین، مهمترین نقش را در اجبار کودکان برای کار دارد و علاوه بر آن سالمندی پدر و مادر هم باعث ناتوانی آن‌ها در کار و تحمیل هزینه‌های زندگی به کودکان می‌شود. والدین این کودکان بیشتر به دلیل انجام مشاغلی همچون چاه کنی و کولبری و... از ناحیه کلیه‌ها، ستون فقرات و چشم آسیب می‌بینند و به همین دلیل توانایی کار کردن را از دست می‌دهند. از طرفی چون جلوگیری از بارداری را در خانواده خود یک ضعف و ضد ارزش تلقی می‌کنند، تا سنین بالا فرزند آوری دارند، بدون آنکه بتوانند اسباب معیشت را تأمین کنند.»
اقدامات فرهنگی برای حذف تکدی‌گری
در شرایطی که مقابله نهادهای دولتی و غیردولتی با پدیده تکدی‌گری، با موانع فرهنگی و اجتماعی روبه‌رو‌است، به نظر می‌رسد بسترآماده تکدی‌گری بیش از هر چیز زمینه را برای شیوع این معضل فراهم کرده‌است؛ بستری که از رافت عمومی نشأت می‌گیرد، اما آسیب‌های گسترده‌تری را در پی دارد.
«لیلا آقایی» جامعه شناس در این زمینه می‌‌گوید: «وقتی ما به یک متکدی کمک می‌کنیم؛ در واقع او را ترغیب می‌کنیم که با شکستن عزت نفس خود درآمد کسب کند و تکرار این رویه؛ یعنی بازتولید رفتارهایی که حاکی از یک جامعه ضعیف و غیر مولد است.»
وی ادامه می‌دهد: «تکدی‌گری در واقع بیش از نمایش فقر و اختلاف طبقاتی، یک ضعف اجتماعی را نشان می‌دهد به این معنا که نه نیازمندان جای مطمئنی را برای برطرف کردن نیازهای خود یافته‌اند و نه مردم برای ارضای حس نوع دوستی و کمک به نهادهای رسمی اعتماد می‌کنند.»
این جامعه شناس در ادامه به وضعیت شهر قزوین اشاره کرده و می‎‌افزاید: «به نظر من، علت عدم توفیق طرح‌های مقابله با تکدی‌گری در قزوین نیز عدم مشارکت عمومی است. به این معنا که باوجود برخوردهای مکرر از طرف شهرداری و دیگر نهادهای دخیل، چون متکدیان بستر و اقبال شهروندان را خوب می‌بینند، حاضرنیستند این فرصت اقتصادی را از دست بدهند و بعد از بازداشت موقت و ... باز هم به همین کار روی می‌آورد و نه کار دیگری!»
آقایی، از ضرورت مداخله سازمان فرهنگی- ورزشی یاد کرده و بیان می‌کند: «بخش عمده حل مساله تکدی‌گری در جامعه منوط به برنامه‌ریزی فرهنگی است و تنها با اقدامات مقطعی نمی‌تواند انتظار یک درمان قطعی را داشت.»
این جامعه‌شناس، بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای صنفی و آموزشی برای تشریح اهمیت موضوع و توجیه شهروندان، اعتمادسازی برای مشارکت مردم در امور خیریه، توانمندسازی فرهنگی و اجتماعی نقاط حاشیه‌ای و مناطق منفصل شهری و حمایت دولت و قانون از کودکان بدسرپرست از جمله راهکارهایی است که می‌تواند به حذف چهره دلخراش تکدی‌گری از سطح شهر بینجامد.»

شیما شاهین فر

يكشنبه 10 ارديبهشت 1396
07:43:44