با محدودیت ناصواب آثار ماندگارخلق نمی شود

زارع پور، نقاش قزوینی:
با محدودیت ناصواب آثار ماندگارخلق نمی شود

حسین زارع پور متولد 1330 در قزوین است که دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در محله بلاغی و ملک آباد پشت‌سر گذاشته و از همان عنفوان جوانی به هنر نقاشی روی آورده‌است.  زارع پور، از  زمره‌ی نقاشانی است که که اصطلاح ( ناییف یا مکتب ندیده )را در مورد آن‌ها به‌کار می‌برند؛ نقاشانی که با بهره‌گیری از مکاتب مختلف نقاشی، اثر خود را خلق کرده و خامدستی شان جزو برتری کار آن‌ها محسوب می‌شود.


به بهانه‌ی تجلیل و تقدیر از این هنرمند پیشکسوت که چندی پیش توسط انجمن هنرهای تجسمی استان برگزار شد، گفت‌وگوی کوتاهی با وی انجام داده‌ایم.

 لطفا برای خوانندگان ما از چگونگی آشنایی تان با هنر نقاشی و مسیری که طی کردید، بگویید؟
اوایل دهه ۵۰ بود و من  با اینکه هیچ‌گونه اطلاعاتی از سبک‌ها و متریال‌های نقاشی نداشتم، با دیدن یک قطعه نقاشی که با نخ دوخته شده‌بود، احساس جالبی در خودم یافتم و کمی بعد، بدون هیچ آموزش و تعلیمی و فقط به‌واسطه نگریستن، با همان شیوه شروع به نقاشی کردم  و پس از آن، دوقطعه تابلو که جزو با ارزشترین کارهای من است، با سوزن و دنسه (نوعی نخ مخصوص) برروی پارچه، شروع به نقاشی کردم و از آنجایی‌که مخالف کپی کردن و تقلید صرف بودم،  ازهمان اولین تابلو، با تاکید بر اینکه اثرهنری باید معنی داشته‌باشد، آغازبه کار کردم  تا اینکه رفته رفته  با متریال‌های دیگر آشنا شده و کارم ادامه یافت و به اینجا رسید که در حال حاضر در معرض نگاه همگان قرار دارد.
 تعریف و دیدگاه شما راجع به هنر چیست و چه مولفه‌هایی را در این برداشت اساسی و موثر می‌دانید؟
بسیار اعتقاد دارم که قبل از هر چیز، هنر باید در خدمت مردم و  اثر هنری باید زبان گویای جامعه زمان خود باشد؛ بنابراین هنرمند باید به مسایل سیاسی، اجتماعی و روان‌شناختی، اطلاعات و اشراف  کافی داشته‌باشد تا بتواند آن دانسته‌ها و داشته‌ها را  در لابه‌لای کارهایش بگنجاند. هنرمند باید همیشه از جامعه خود پیش بوده و هدایتگر باشد و از عنایتی که خداوند به او کرده، به نفع مردم استفاده کند؛ چراکه اگرهنر تنها برای هنر و هنر برای زیبایی باشد، از دیدگاه من جاودانه نخواهد بود.
 با توجه به این برداشت شما از هنر، پیوند و تعامل آن را با سیاست یا برعکس چگونه می‌بینید؟
سیاست نیز مثل هنر مقوله کلان و متکثر المعنایی است و به همین دلیل جمع این دو از ابعاد مختلف قابل بحث است؛ اما اگر ساده و مختصر بخواهم بگویم: وقتی هنر در خدمت مردم باشد و هنرمند با سیاست عجین شود،  آن‌موقع است که تاثیر خود را در جامعه می‌گذارد و اصولاً هرگاه سیاست به بن‌بست می‌رسد.هنردرواقع  جایگاه خود را بیشتر  نمایان می‌کند و متعاقب آن، جامعه و طیف‌های گوناگون به هنر و هنرمندان روی آورده و از مناظر مختلفی به این مهم متوسل می‌شوند. چنانچه دیدیم  در انقلاب57 و پس از آن هنرمندان کماکان  تاثیر بسزایی در روند  نظام وجریانات فرهنگی، اجتماعی و حتی ایدئولوژیکی  داشتند. به‌هرحال موارد و نکاتی که به لحاظ نقش و اهمیت هنر ... عرض شد،  نه فقط در مورد حرفه و فعالیت خود؛بلکه در همه زمینه‌های هنری صدق می‌کند. معمولاً  به لحاظ شخصی سعی می‌کنم در نقاشی و نقاشی خط‌هایم، حتی در اشعاری که می‌سرایم،بدان تحلیل و باوری که دارم و اشاره نیز کردم، وفادار باشم.
 در پایان اگر مطلبی هست که لازم میدانید به آن اشاره کنید برای مخاطبان مطرح بفرمایید...
ضمن تشکر از شما جا دارد که در خاتمه در خصوص رسالت هنرمند و نقش آزادی و آزادگی و ایمان و باور قلبی افرادی که  به لطف و مدد هنر، دل در گرو  تعالی و بهبود جامعه خود دارند، ابرازکنم که  درطول تاریخ بشر،حتی فراتر از آن، دوران غارنشینی،  انسان‌های بی‌شماری  آمدند و رفتند؛ اما آنچه که از آن‌ها باقی ماند،  آثار هنری متنوع و متعدد اعم از سفال‌ها،کتیبه‌ها، دیوار نگاره‌ها درغارها،  معماری‌ها و شعر شاعران و سایر آثار هنریشان بود که برای امروزیان نیز کاربرد داشته و موثر و مفید است. این یعنی که هنر و اثر هنری، بیانگر جاودانگی روح خالق خویش بوده و اگر هنرمندان آزاد و به دور از محدودیت‌های بی‌دلیل و بی‌اساس  باشند، آثار خوبی بجای خواهند گذاشت و درصورتی‌که محدودیت‌های ناصواب، برکار و زندگی  هنرمندان حاکم باشد، مطمئنا آثار خوب و ماندگار خلق نمی‌شود و این خساران است و خیانت به بشریت.
بی تردید بر روح و روان  هنرمند هرگز نباید تردید و هراس غلبه داشته باشد چرا که  اگر منطق وجود داشته باشد دیگر ترس جایگاهی ندارد . مخالف و موافق باید هر دو ارایه نظر کنند .هرمنطقی قوی تر بود آن خود نمایی می کند .در میان مشتی سنگ و چوب و مفرغ و الماس ، ولو همشکل و همتراش ، آن الماسی اصلست که می درخشد .پس اگر الماس داریم نباید هراس داشته باشیم  واگر نداریم خود را آنقدر صیقل دهیم تا درخشان گردیم .سیاهی ها را کنار بزنیم بروز برسیم تا هنرمندان بتوانند خورشید را نمایان کنند در ترسیم شب نقش خورشید کشیدن محال است .

سعید عاشقی

يكشنبه 29 اسفند 1395
14:05:14