دیروز: داورانی که به بهرام رای ندادند

دیروز، امروز، فردا
دیروز: داورانی که به بهرام رای ندادند

اواخر دهه شصت بود. زمانه سیاست‌های هدایتی که قرار بود سینما را به سمت و سویی ببرد که با آن دنیا عوض شود، هنوز سیاست‌گذاران جشنواره فیلم فجر با بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی خوب نبودند.
گمانم فقط «خانه دوست کجاست» ساخته عباس کیارستمی به دلشان نشسته بود.

همان سال‌ها بود که در جشنواره‌ فیلم شاید وقتی دیگر بهرام بیضایی به نمایش درآمد دوره فیس‌بوک و تلگرام که نبود هیچ، حتی موبایل نداشتیم؛ بحثی هم اگر می‌شد توی صف‌های سینما و قدم زدن پس‌از تماشای فیلم و سر کلاس بود. ما هم که دانشجوی سینما بودیم در ایام جشنواره جمع که می‌شدیم حرف جشنواره و فیلم‌هاش بود. اساتیدمان هم چندتایشان داور بودند، داور جشنواره فیلم فجر. به‌خاطر ریش یا پستشان در وزارتخانه بود؟ این را ما درست نمی‌دانستیم اما داور بودند و به فیلم‌ها رای می‌دادند. شاید وقتی دیگر که بر پرده افتاد ما که دانشجوی سینما بودیم از فیلم خوشمان آمد گفتیم جایزه‌ها را درو می‌کند و فیلم برتر جشنواره می‌شود بدبین‌ترین ما هم روی جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره به سوسن تسلیمی حساب باز کرده بود. آرا را که خواندند رای هیئت‌داوران با رای ما یکی نبود؛ سوسن تسلیمی هم که سه نقش را به‌خوبی ایفا کرده بود سیمرغی نگرفت. کلاس ما که به راه افتاد اساتید داورمان از انتقادهای ما در امان نماندند هر کدامشان دلیلی برای رای خودشان می‌آورند، سلیقه بود و کارش نمی‌شد کرد. وقتی از یکی‌شان درباره سوسن تسلیمی پرسیدیم، فقط گفت: بازیگر خوبی است حیف که خیلی تحت تاثیر بهرام بیضایی است. آنجا بود که فهمیدیم این استاد بااخلاق ما چرا سیمرغ را به سوسن تسلیمی نداده است. این اولین و آخرین باری نبود که رای من و دوستانم با رای هیئت‌داوران یکی نبود. طبیعی هم بود؛ داوری وصل به سلیقه است. البته گاهی اوقات مصلحت‌ها و خوش‌آمد و بدآمدها، پسر خوب، پسر بد، دختر خوب، دختر بد هم بود.
امروز: حاشیه‌های یک جشنواره سینمایی
جشنواره فیلم فجر در سی و پنجمین دوره‌اش بیش‌از هر چیز حاشیه داشت؛ حاشیه‌هایی که به مدد تلگرام، اینستاگرام، فیس‌بوک و از همه مهم‌تر سیاست‌مداران به‌ظاهر فرهنگی، با آب‌وتاب در جامعه پخش شد. دلیلش هرچه بود یک‌دست نبود عده‌ای دلشان پی سینما بود و جمعی به‌دنبال ضربه زدن به دولت بودند؛ خنده‌دار است اما بودند. سینما که هیچ، آب خوردن روحانی هم این روزها بهانه‌ای برای ایشان است تا از آرای او بکاهند. خنده‌دار است اما... بگذریم برای من جشنواره سی و پنجم یک حسن بزرگ داشت و آن هم توجه فیلم‌سازان به مضامین اجتماعی بود، علاوه‌برآن جوان‌گرایی و ... اما جالبش آرایی بود که تبدیل به هیاهویی بزرگ شد عده‌ای از رای داوران خوششان نیامد و نظرشان را با صدای بلند فریاد زدند. حقیقتش را بخواهید رای داوران اتفاق عجیبی نبود؛ شاید اگر ترکیب داوران تغییر می‌کرد آرا هم عوض می‌شد اما آن آرا هم صددرصد مخالفینی داشت. مثل هر جشنواره و مسابقه فرهنگی و هنری دیگری امکان وجود نظرات مختلف وجود داشت و وجود دارد. اعتراض‌ها هم طبیعی بود. عده‌ای صبوری ندارند همه‌جا دنبال موفقیت خودند؛ اما اینکه هیاهو درباره جشنواره و داوریش بیشتر از هر سالی به چشم آمده طبیعی نیست. البته بخشی از آن وصل به گسترش فضاهای مجازی است. دیگر حرف‌وحدیث‌ها فقط توی صف و در جمع معدودی ردوبدل نمی‌شود. در کسری از ثانیه نظرات ردوبدل می‌شود و کسی هم کار به صحت‌وسقم آن ندارد. امیدواریم قربانی این هیاهو، سینمای ایران نباشد. سینمایی که بیش از هر چیز به همدلی، آزادی، استقلال و سرمایه نیازمند است.
فردا: داوران جشنواره سی و ششم
گمانم برای کم کردن حاشیه‌ها بهتر است دبیر جشنواره سی و ششم فیلم فجر از همین امروز به فکر داوران سال آینده باشد. داورانی که بهتر است توسط صنف‌های مختلف سینمایی انتخاب شوند. البته شاید از آن مهم‌تر فرهنگی است که می‌بایست در ذهن و عمل هنرمندان فیلم‌ساز و منتقدان نهادینه شود؛ فرهنگی که باور داشته باشد داوران راستین هر اثر هنری مخاطبان انبوه آن هستند، یعنی مردم، یعنی تماشاگران. آثار هنری را مردم و تاریخ قضاوت می‌کنند، داوران واقعی از دل زمان بیرون می‌آیند.

حسن لطفی

چهارشنبه 11 اسفند 1395
14:40:09