بی‌رحمانه‌های زندگی کارگری

کارگران روایت می کنند؛
بی‌رحمانه‌های زندگی کارگری

میدان های اصلی شهر این روزها میزبان کارگرانی است که در رقابتی ناعادلانه تلاش می کنند، شغلی یکی، دوروزه را برای خود دست و پا کنند؛ اما در این میان برخی با چندین سال سابقه کار صنعتی، به جرگه کارگران فصلی پیوسته اند و اکنون که نتوانسته‌اند در برابر تعدیل نیروهای پی در پی در واحدهای صنعتی دوام بیاورند، یا به میدان نشینی روی آورده اند و یا دست فروشی و مسافرکشی.


دغدغه نان این حرف ها سرش نمی شود، فرقی نمی کند، کارگر امروز، قبلاً یک خط تولید را هدایت می کرده و تولید کننده محصولات درجه یک قزوین در صنایع مختلف بوده است. کارگران؛ همان هایی که درست چرخیدن چرخ اقتصادی استان، می  تواند آن ها توانمند کند، این روزها ناامید و اندوهگین‌اند. آن هایی که بر سرکارند از رکود و ترس بیکاری می‌نالند و آن هایی که بیکار شده اند؛ حالا دنبال شغلی می گردند که دست نیافتنی است.
اخراج 7 هزار کارگر قزوینی تنها در یکسال
به گفته رئیس خانه کارگر استان، طی یک سال اخیر، 7 هزار کارگر قزوینی از محل کار خود اخراج شده‌اند. عید علی کریمی، در مورد آخرین وضعیت این روزهای کارگران به فروردین امروز می‌گوید: «از نظر ما هم اکنون تمام واحدهای صنعتی و تولیدی استان مشکل‌دار هستند و اخراج 7 هزار کارگر از 250 واحد صنعتی طی یک سال، موید این موضوع است. »
او همچنین در مورد وضعیت فعالیت واحدهای صنعتی هم توضیح می دهد: « هم اکنون ۵۰ درصد واحدهای صنعتی و تولیدی در استان به صورت کامل تعطیل شده و ۵۰ درصد دیگر نیز زیر ظرفیت اسمی کار می‌کنند. در این میان بسیاری از کارفرمایان به راحتی کارگران را به صورت دسته جمعی اخراج می‌کنند.»
به گفته کریمی ۶۸ واحد تولیدی و صنعتی استان در پرداخت حقوق کارگران، مشکل حاد دارند و 4 هزار کارگر در این واحدهای مشکل‌دار مشغول به کار هستند که در مجموع ۳۹۸ ماه مطالبه دارند.
پرداخت پایه حقوق در بهترین حالت!
رحیم، یکی از کارگران واحدهای صنعتی استان، به وضعیت سختی که پیش روی کارگران است، اشاره کرده و به فروردین امروز می‌گوید: «اکنون در وضعیتی هستیم که تعداد انگشت شماری از شرکت ها توان پرداخت به موقع حقوق کارگران خود را دارند؛ درواقع باید بگوییم بجز حقوق حداقلی، مزایای دیگری از سوی کارفرما پرداخت نمی‌شود. شاید وضع کارگری که مشغول به کار است بهتر از کارگر بیکار باشد؛ اما هیچ ضمانتی برای این ادامه همکاری واحدهای صنعتی با کارگران وجود ندارد و سایه تعدیل نیرو بر سر همه کارگران سنگینی می‌کند.»
او ادامه می دهد: «این که هر سال جلسات متعددی برگزار می شود تا حداقل حقوق کارگران مشخص شود، دردی از هیچ یک از ما دوا نمی کند آنچه که مصوب می شود، به قدری ناچیز و ناکافی است که حتی نمی توان به آن امیدوار بود. وضعیت اقتصادی به گونه ای است که کارفرما توان پرداخت مزایای اضافی به کارگر را ندارد و این موضوع مورد قبول ما هم هست؛ اما برخی کارفرمایان از این برکه گل آلود، ماهی می گیرند و از پرداخت حداقل دستمزدها نیز سر باز می زنند. در همین صنف ما کارگران بسیاری هستند که ماه هاست هیچ دریافتی قابل قبولی نداشته‌اند و تنها به خاطر سابقه کارشان این شرایط را تحمل می کنند.»
ترس از بیکاری و دستمزدهای معوقه
حسین نادری، یکی دیگر از کارگرانی است که با بیم بیکاری و حقوق معوقه درگیر است. او نیز از وضعیت نابسامان واحدهای تولیدی استان این گونه به فروردین امروز می گوید: «از مهمترین مشکلاتی که در واحدهای تولیدی استان رو به رو هستیم، می‌توان به نبود تناسب میان شغل و تخصص افراد اشاره کرد. افرادی وجود دارند که هیچ تخصص و تحصیلات مشخصی ندارند؛ اما در پست های کلیدی یک واحد تولیدی در حال فعالیت هستند، در حالی که افراد تحصیلکرده، متخصص و با تجربه بنا به دلایل متعددی همچون نداشتن رابطه با مدیران صنعتی، به عنوان کارگر با کمترین دستمزد در حال کارند.»
او ادامه می دهد: «از سوی دیگر برخی کارفرمایان با استفاده از شرایط موجود و به بهانه کمبود نیرو، از نیروهای موجود بیش از ظرفیت آن ها تقاضای کارکرده، اما دستمزدی که پرداخت می کنند حتی به اندازه کار یک کارگر ساده هم نیست.کارگرانی که به دلیل شرایط بد شغلی، نظیر مشکلات بیمه و دستمزد به اداره کار شکایت کنند، از سوی کارفرما اخراج می شوند و به همین دلیل هم مجبورند برای از دست ندادن شغل به شرایط سخت موجود تن دهند. سال هاست که دیگر در ردیف سختی کار به کارگران رقمی پرداخت نمی شود.»
این کارگر حوزه صنعت اضافه می کند: «بسیاری از کارفرمایان برای این که از پرداخت دستمزد واقعی، سختی کار و ارقامی از این دست شانه خالی کنند، از جزئیات کار با کارگر صحبت نمی کنند و با پنهان کاری از زیر بار مسئولیت خود فرار می کنند. نامتناسب بودن افزایش دستمزد با تورم و گرانی ها، موجب شده تا هزینه ها و درآمدهای ما با هم تراز نشده و برخی از ما کارگران برای جبران کمبودها مجبور به روی آوردن به مشاغل کاذبی همچون دست فروشی و مسافرکشی و بنایی و... هستیم.»
کارگرانی که ژن خوب دارند...
رستمی، دیگر کارگر خط تولید یک واحد تولیدی با اشاره به اجحاف موجود در پرداخت حقوق به فروردین امروز می گوید: «در برخی واحدهای صنعتی شاهد هستیم که به برخی افراد خاص که مورد حمایت مدیران واحدها هستند، ارقامی پرداخت می شود که در فیش حقوقی آورده نمی شود و به اصطلاح، پشت لیستی پرداخت می شود. این افراد معمولاً سفارش شده هستند و حتی اگر تخصصی هم نداشته باشند، پستی برای آن ها تراشیده می شود تا بیکار نمانند؛حتی در شرایطی که پرداخت حقوق جامعه کارگری با مشکل مواجه است، آن ها دستمزد خود را به موقع دریافت می کنند و درکی از بحران های خط تولید ندارند. متاسفانه این معضل در واحدهای صنعتی زیاد به چشم می-خورد. نیروهای خط تولید که بیشترین زحمت را می کشند، کمترین سهم را از درآمد دارند و آن هم در آخرین مرحله به آن ها پرداخت می شود. »
این کارگر صنعتی اضافه می کند: « این اجحاف در پرداخت ها باعث شده دو دستگی در شرکت ها وجود داشته باشد و در این شرایط بحرانی، کارگران انگیزه خود را از دست بدهند. کار را کارگر انجام می دهد، دستمزد و مزایا و پاداش همواره برای مدیران است و این تفاوت ها قشر کارگر را ناامید می کند.»
او به دیگر مشکلات جامعه کارگری در واحدهای صنعتی اشاره کرده و می افزاید: «از دیگر معضلات واحدهای تولیدی، نبود قراردادهای مشخص، بلند مدت و کامل است. برخی کارگران به دلیل نیاز به شغل و درآمد به این قراردادهای سفید تن می دهند و همین قراردادها در آینده مشکلات بسیاری را برای ما به وجود می آورد. ابهامات این قراردادهای سفید باعث شده که در صورت بروز هر گونه مشکل برای کارگران، هیچ نهادی پاسخگو نباشد و کارگر امکان هیچ گونه شکایت و یا دادخواهی نداشته باشد. علاوه بر مشکلاتی که در دریافت حقوق و دستمزدها با آن دست به گریبان هستیم، پرداخت نشدن سنوات به بهانه های گوناگون، اجبار در استفاده از مرخصی ها و پرداخت نشدن مبلغ مرخصی های استفاده نشده، حذف اضافه کار و مزایایی از این دست هم سطح درآمد کارگران را بیش از پیش کاهش داده است و مبلغ دریافتی آن ها حتی برای اداره یک زندگی ساده 3-4 نفره، کفایت نمی کند.»
زندگی بدون درآمد و زیر خط فقر، با تورمی که افسارگسیخته درحال افزایش است، بی رحمانه زندگی کارگران را نشانه گرفته است. قشر مولدی که جامعه را به سوی پویایی و تولید هدایت می کند، این روزها درگیر ابتدایی ترین نیازهایی است که از نگاه سیاستگذاران و مدیران دورمانده و تبعات آن از صدای گوشخراش چرخ های صنعت و تولید استان به گوش می رسد. قزوین، به عنوان یکی از بزرگترین قطب های صنعتی کشور این روزها وضعیت ناخوشایندی را در حوزه کارگری و صنعت تجربه می کند و با انبوه مشکلات پیش رو، تنها حمایتی جدی می تواند بار دیگر چرخه تولید را به گردش درآورد. با تمام این مشکلات کارگران امیدوارند که مسیولین امر تدبیری اساسی  برای رونق فضای کسب و کار و تولید در استان قزوین به کار گیرند .

صبا فانی

يكشنبه 15 مهر 1397
10:33:45