درِ راست برهمان پاشنه می‌چرخد

حال این روزهای اصولگرایی در قزوین؛
درِ راست برهمان پاشنه می‌چرخد

«چرا جریان اصولگرایی شکست خورد؟ چرا بیشتر اعضای شورای چهارم شهر نتوانستند کرسی شورای پنجم را به دست بگیرند؟ چه عواملی سبب شد تا جریان اصولگرایی در ترکیب نمایندگان مجلس استان قزوین حذف شود؟» این‌ها تنها بخشی از سوالاتی است که در این دوسال گذشته، اذهان فعالان سیاسی را به خود مشغول ساخته‌است.


سیاستمداران معتقدند در وضعیت کنونی جامعه، عوامل جدیدی را باید جستجو کرد که به شکست یا موفقیت یک جریان فکری می‌انجامد. برای مثال برخی تکنوکرات بودن و صرفا عملکرد پراتیکی یک جریان را مورد ارزیابی قرار می‌دهند؛ اما عده‌ای دیگر معتقدند آنچه قاطبه جامعه به دنبال آن است، به‌کارگیری شیوه‌های فکری جدید و مطابق با مطالبات مردمی است و گاهی هرطیف فکری که نقش اپوزیسیون را ایفا کند، بیشتر می‌تواند در نزد افکار عمومی مقبول واقع شود. با این حال به دلیل نبود تشکیلات حزبی در کشور، هیچ یک از بازخوردهای سیاسی مورد واکاوی دقیقی قرار نگرفته‌است و نمی‌توان نظرگاه‌هایی از این قبیل بسنده کرد.
دوسال پایانی دولت احمدی نژاد، اصولگرایی آسیب دید
صفت الله صالحی، قائم مقام حزب موتلفه استان قزوین در این باره  به فروردین‌امروز می‌گوید: از ابتدای انقلاب تاکنون یکسری تقسیم‌بندی در حوزه سیاست ایجاد شده‌است که ابتدا به چپ و راست موسوم بود و اکنون به شکل اصولگرا و اصلاح طلب شناخته می‌شود.
او ادامه می‌دهد: معمولا طی هر هشت سال، قدرت به دست یکی از دوجریان فکری می‌افتد و الان نیز قدرت در دست اصلاحات قرار دارد. متاسفانه از ابتدای انقلاب تاکنون، هیچ یک از ادوار انتخاباتی کشور برمبنای تشکیلات حزبی برگزار نشد. ای کاش زمانی فرا رسد که هر دو جناح دارای احزاب قدرتمند و فراگیر در کشور باشند. به طور حتم با محقق شدن این موضوع قوی ترین و نخبه‌ترین افراد، سکان سیاسی کشور را به دست می‌گیرند.
 صالحی می‌افزاید: متاسفانه در جریان اصولگرایی و هر زمان که تصمیم گرفته شد دولتی تشکیل شود، فردی را به دلیل عملکرد منفی در گذشته محاکمه کردند و در نهایت گفتند فلان شخص جزو حزب و تشکیلات نیست. به همین دلیل شاهد بودیم کسانی که در این مدت پا به عرصه حضور گذاشتند، عمدتا تشکیلاتی نبودند.
صالحی تصریح می‌کند: اگر به ادوار تشکیل دولت‌ها در جمهوری اسلامی توجه کنید، مرحوم هاشمی حزب کارگزاران را بنا گذاشت، خاتمی حزب مشارکت را و حتی احمدی نژاد که اصلا به حزب و تشکیلات پایبند نبود و خود را اصولگرا نمی‌دانست، رایحه مهر را بنیانگذاری کرد و الان نیز روحانی، اعتدال و توسعه را بنا گذاشته است؛ این موارد نشان می‌دهد عملا در جمهوری اسلامی، دولت‌ها احزاب را به وجود آوردند و هرگز دولتمردان از دل احزاب متولد نشدند.
این فعال جریان اصولگرا در استان قزوین تاکید می‌کند: در این برهه زمانی جریان اصولگرایی درحال برنامه‌ریزی برای سال ۹۸ است و به نوعی در دوران بازسازی به سر می‌برد. البته طبق تاکید مقام معظم رهبری ممکن است با عنوان اصولگرایی حاضر نشود و با نام انقلابی و حتی گفتمان متفاوت از گذشته ظاهر شود.
صالحی ادامه می‌دهد: اینکه گفته می‌شود اصولگرایی عقب نشینی کرده یا در کما فرورفته؛ یعنی با نظام و انقلاب قهر کرده‌است،اصلا درست نیست. یکی از مشکلات موجود در جریان اصولگرایی، تفرق است. با این که از نظر عقیدتی بالای ۹۰ درصد اتفاق نظر وجود دارد؛ اما هر تشکل سیاسی اصولگرا  به صورت جداگانه فعالیت می‌کند. در حال حاضر در ائتلاف بزرگ پیروان ولایت قزوین، نزدیک به ۱۷ تشکل سیاسی اصولگرا فعال بوده و درحال برنامه‌ریزی و سازماندهی در ادوار سیاسی آینده هستند. عضو حزب موتلفه استان قزوین در تشریح جریان اصولگرایی بیان می‌کند: یکی از انتقاداتی که باید به این جریان وارد ساخت، مسئله «تکلیف‌محوری» است؛ یعنی اگر فرد اصولگرا در تمام ادوار سیاسی کشور نظیر انتخابات (دولت، مجلس شورای اسلامی و شورا) تکلیفی را برعهده بگیرد، هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند او را از اجرای آن نهی کند؛ بنابراین وجود چنین احساس تکلیف‌های بی‌موقع و نسنجیده باعث شده تا جریان اصولگرایی بیشترین آسیب را ببیند. شاید اگر بزرگان اصولگرا به موقع در این مواضع ورود پیدا می‌کردند، شاهد چنین مشکلاتی نبودیم.
او در خصوص عملکرد دولت نهم و دهم اظهار می‌کند: احمدی نژاد هرگز با چهره اصولگرایی به عرصه انتخابات ورود پیدا نکرد؛ اما این اصولگراها بودند که از احمدی نژاد حمایت کردند. متاسفانه دولت روحانی عادت کرده تمام مشکلات و اتفاقات تاریخی را به گردن احمدی نژاد بیندازد، ولی عملکرد دولت احمدی نژاد در ۶ سال اول، قابل دفاع ترین عملکرد در طول انقلاب است. البته در دوسال آخر دولت خود احساس کرد که قدرتش از مردم کسب نشده و از زمانی که احساس غرور کرد، اصولگرایی آسیب دید، حتی اختلافاتی در این بین به وجود آمد.
صالحی با اشاره به موفقیت جریان اصلاحات توضیح می‌دهد: این موفقیت به دلیل وجود «یاران قرضی» بود؛ یعنی زمانی که اصلاحات قادر نبود همه چهره‌ها را کاندید کند، اصولگراها به دامان اصلاحات رفتند. برای مثال اگر سوابق بابایی صالح را نگاه کنید، هیچ سبقه اصلاح طلبی مشاهده نمی‌کنید؛ حتی بهمن طاهرخانی نیز یک قاضی بود و اصولا قضات هیچ وابستگی سیاسی به جریانات سیاسی ندارند. در بین شورا نیز فصیحی رامندی، حق شناش و صلح جو با اعتماد اصولگرایان در شورا حاضر شدند.
قائم مقام حزب موتلفه استان قزوین  در پایان  باوجود تاکیدات فرماندار بر صحت انتخابات شورای شهر می‌گوید: اعتقاد ما بر این است اگر انتخابات شورا به شکل صحیح برگزار می‌شد و افراد پای صندوق و دستگاه الکترونیکی سازمان دهی شده نبودند، الان شاهد بخش اعظم اصولگراها در شورا بودیم.  به طوری که تنها شمارش آراء در ۲۲ صندوق آخر پیروزی اصلاحات را رقم زد. شاید تقلبی صورت نگرفته باشد؛اما تخلف قطعا وجود داشته‌است.
سهم‌خواهی در قزوین
 اما یک فعال اصولگرا در گفت‌وگو با «فروردین امروز» می‌گوید: معمولا موفقیت و شکست در انتخابات، حاصل تنش‌ها و اقبال عمومی است؛ ولی عامل اصلی در شکست جریان اصولگرایی را باید در «تشتت و سهم‌خواهی» جستجو کرد.
عباس نیکویه اظهار می‌کند: از همان دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد که اصولگرایان به همراه چهره‌های مطرح سیاسی خود، در سالن مرکز مطالعات تهران حضور یافتند، قرار بود یک نظر سنجی صورت بگیرد که کدام فرد اصلح‌تر است. احمدی نژاد غیبت کرد و برای خیلی سوال برانگیز شد که چگونه باید با این افراد تعامل کرد و درست از همین زمان بود که جدایی و تفرقه بین اصولگرایان شروع شد.
او می‌افزاید: حضور گروه‌های مختلف سهم‌خواه، سبب شد تا اکنون جریان اصولگرایی به اینجا کشیده شود. امروز انسجام در بین اصولگرایی از بین رفته و طرفداران احمدی نژاد حساب خود را از بقیه جدا کردند. آن‌ها از همان ابتدا گفتند ما هیچ وابستگی حزبی به هیچ جناحی نداریم و اگر تا به حال کسانی در قدرت بودند باید کنار بروند تا نوبت به ما برسد. این‌گونه ادبیات نامناسب از جوانان بی‌تجربه خطاب به پیشکسوتان اصولگرا که سال‌ها برای انقلاب زحمت کشیده بودند، چه بسا فراتر از سهم خواهی بود و بزرگترین لطمه را به جریان اصولگرایی وارد کرد.
نیکویه تصریح‌ می‌کند: در همین استان قزوین تفکرات سهم‌خواهی با نوعی نظامی‌گری تلفیق شد و کار را به جایی رساند که مرحوم «باریک‌بین» امام جمعه قزوین می‌گفت من هیچ یک از کاندیدای اصولگرا را نمی‌شناسم، چه برسد به مردم. بعدها به بنده اعلام کردند که در جریان انتخابات مجلس کنار بروم و شخص دیگری پیروز انتخابات باشد. من کنار رفتم؛ اما آن شخص پیروز انتخابات نشد. بعد از آن تاکنون نیز کرسی‌های انتخاباتی بسیاری از دست دادیم و به نوعی به حد صفر رسیدیم.
معاون اسبق سیاسی و امنیتی استانداری قزوین با اشاره به اینکه وضعیت اصولگرایان در جریان دو انتخابات اخیر (مجلس و شورا) اصلا مطلوب نبود، عنوان می‌کند: ما در هیچ دورانی در استان قزوین شاهد نبودیم که ترکیب نمایندگان مجلس و شورا این شکلی باشد؛ اما قبلا تا حدودی توازن سیاسی برقرار بود. من در انتخابات شورا به دوستان اصولگرا اعلام کردم که از چهره‌های فعلی شورا استفاده نکنند؛ چون احتمال پیروزی آن‌ها بسیار ضعیف بود. درنهایت دیدیم به غیر از «فصیحی رامندی» بقیه افراد نتوانستند پیروز میدان باشند.
نیکویه تاکید می‌کند: تا زمانی که تشتت و سهم خواهی به این شکل و شیوه ادامه داشته باشد، قطعا در آینده هرگونه کنش و واکنش سیاسی در جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی را از دست خواهیم داد؛ البته اگر جریان اصولگرایی در حال حاضر به نقد و بررسی عملکرد گذشته بپردازد و افرادی دلسوز، آسیب‌های گذشته را مورد واکاوی قرار دهند، شاید بتوان امیدوار بود که با تشکیل لیست مشترکی در آینده به نتایج مطلوبی دست پیدا کنیم. ر جریان اصولگرایی افراد پخته و کارآمد بسیاری حضور دارند که متاسفانه به جای توجه و به کارگیری آن‌ها، فراموش شده‌اند؛ بنابراین تشتت موجود در این جریان هرگز اجازه نداده اتاق فکر منسجمی تشکیل شود و هنوز برخی اصولگراها هستند که با همان روحیه سهم خواهی فقط حرف خود را قبول دارند.

میثم مالمیر

چهارشنبه 11 بهمن 1396
08:21:21