ردپای استبداد در تبلیغات انتخاباتی

شهر در انتخابات نالید؛
ردپای استبداد در تبلیغات انتخاباتی

فارغ از اتفاقات و حواشی که هر ساله در هنگام انتخابات رخ می‌دهد در اردیبهشت ماه امسال که انتخابات شوراهای شهر و دوره دوازدهم ریاست جمهوری همزمان برگزار شد، شیوه‌های قابل تامل برخی کاندیداها  برای تبلیغات، بسیاری را دل آزرده کرد؛ حتی در بعضی موارد صدماتی را به چهره شهر وارد آورد.


 چه می‌شود که انتخابات و رای گیری به عنوان  نماد تمام و کمالِ دموکراسی و مشارکتی که قرار بوده برای تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان به اوج برسد، گاهی به دستاویزی برای قدرت‌نمایی و حتی وندالیسم (تخریب اموال عمومی)  بدل می‌شود؟ این تحرکات که ذاتا با شاخصه‌های دموکراسی ناهمخوان است از کجا نشات می گیرد؟به نظر نمی‌رسد استفاده از ساز و پایکوبی و آلودگی‌های صوتی و همچنین مدلینگ، جلوی درب ستادهای انتخاباتی،  روزی حتی در مخیله‌ی کسانی گنجیده باشد که از ابتدا برای جذب مشارکت مردم و پایه گذاری نظام‌های دموکراتیک کوشیدند. پوسترها، تراکت‌ها و بنرهای بی‌شمار از کاندیداهای مختلف بردیوار و سازه‌ها، چهره شهر را دگرگون کرد؛ حتی تابلوهای راهنمایی و رانندگی و ایستگاه‌های اتوبوس هم از این سونامی تبلیغات  کاغذی درامان نماند. دیگر جایی در شهر نمانده بود که یک پوستر با چسب بر بدنش نخورده باشد؛ همگی اتفاقات رایجی بود که در هیاهوی آن روزها کمتر فرصت پرداختن داشت؛  هزینه پاکسازی شهر خود آمار جالبی به دست می‌دهد تا ابعاد این تبلیغاتِ گاهی ناهنجار مشخص شود که آیا قانون می‌تواند به کمک آید.
 اوج تخلفات در روزهای آخر
داریوش قاسمی، مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری قزوین در این باره به فروردین امروز می‌گوید: شهرداری مکان‌هایی را برای تبلیغات مشخص کرد؛ برای مثال  بیش از 650  داربست در ابعاد 2 *6 متر در مکان‌ها و خیابان‌های پرتردد و نواحی منفصل شهری مخصوص نصب تبلیغات کاندیداها تعیین شد.
او ادامه می‌دهد: برای جلوگیری از مخدوش شدن سازه‌ها و تابلوهای شیشه‌ای قرار شد تبلیغات فقط بر روی گونی‌هایی چسبانده شود که نصب شده‌بود تا آسیب‌ها به حداقل برسد؛ اما به ویژه در 2- 3روز آخرِ  تبلیغات، کاندیداها موارد خواسته شده را رعایت نکردند؛ حتی با وجود نصب بنرهای رونده در سطح شهر و تاکید برای تبلیغات در این نقاط، دیدیم که بسیاری از المان‌ها، سازه‌ها و مبلمان شهری هم  ازاین سیلاب تبلیغات در امان نماند.
قاسمی به هزینه پاکسازی اشاره می‌کند و می‌گوید: هزینه پاک کردنِ چسپ‌ها و رنگ ها از مکان‌های یاد شده،  کم نیست  و حدود 6  اکیپ سازمان مدیریت پسماند برای پاکسازی و جمع آوری تبلیغات کاغذی و دو اکیپ از سازمان زیباسازی تنها  برای جمع‌آوری  بنرها و پوسترهایی مشغول شدند که به نحوی از پل‌ها، سازه‌ها و مکان‌های  عمومی دیگر نصب شده بودند.
هزینه‌های پاکسازی تبلیغات از جیب مردم
مجتبی منتظری، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند هم در این باره می‌گوید: حدود 24 ساعت پس از پایان رای گیری‌ها، شهر تقریباً پاکسازی شد و آثاری از تبلیغات بدان صورت مشاهده نمی‌شد که این نتیجه تلاش رفتگران و کارگران بود.
او در ادامه به هزینه نسبتا زیادِ این پاکروبی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: این هزینه‌ها که به پیمانکاران پرداخت می‌شود شامل دو بخش است: جداسازی و جمع‌آوری بخشی از زباله‌ها و رساندن آن‌ها به مراکز بازیافت که این خود تا حدودی هزینه بخش مربوط به خودش را جبران می‌کند و قسمت دیگر صرف دستمزد کارگران رفت و روب و تجهیزات  شده است؛اما اگر قانون رعایت می‌شد و کاندیداها تذکرات را جدی می‌گرفتند، این هزینه‌های اضافی  هم تحمیل نمی‌شد؛ چرا که در نهایت مردم هستند که این هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند.
ایمن، معاون سیاسی فرماندار و مسئول اصلیِ کمیته امحا فرمانداری قزوین به فروردین امروز می‌گوید: کمیته امحا تیم منسجمی بود که همان طور که از نامش پیداست طبق وظیفه در این مدت به برخی تخلفات تذکرات جدی داد و در مواردی هم اقدام به  جمع آوری  تخلفات عینی کرد. هم اکنون 400-500 بنر ضبط شده توسط این کمیته موجود است.
 او ادامه می‌دهد: جدای از این اقدامات عملی، قبل از انتخابات، همایشی با  حضور تمامی  داوطلبان برگزار شد و در این همایش کاندیداها توجیه شدند و چارچوب های قانونی را فرا گرفتند؛ اما متاسفانه در مقام عمل برخی رعایت نکردند و بی‌نظمی‌هایی را شاهد  بودیم که توسط همین کمیته امحا (شامل نمایندگان فرمانداری و دادستانی و شهرداری و...)  یا تذکر و اخطار گرفتند یا موارد غیرقانونی جمع آوری شد.
حقوق شهروندی؛ همچنان مظلوم
یک جامعه شناس، بروز چنین پدیده‌هایی را ناشی از فرهنگ استبداد زده می‌داند.
 نصرت اله علیرضایی با اشاره‌ای به سابقه و حافظه تاریخی و سیاسی ایران می‌گوید: شاید سیر تاریخ و حکومت دراز مدتِ استبداد در ایران باعث شده تا این استبداد زدگی در بطن فرهنگ ما به طور سلسله وار جایگزین شده باشد؛ فرهنگی که  توجهی به مفهوم کلیدی حقوق شهروندی ندارد و گاهی بر اقتدار و منافع شخصی استوار است.
او ادامه می‌دهد: این فرهنگ حتی پس از انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نهادهای دموکراسی، در درون افراد به قوت خود باقی ماند و هرچند ساختارها تغیر یافته، اما آن ذهنیتِ مطلق اندیش و استبدادزده در موارد بسیاری  وجود دارد؛ از همین رواست که به عنوان مثال در ایام انتخابات نامزدها، همه‌ی فضاها و ابزارها را تنها برای خود می‌خواهند بدون توجه به اینکه تبعات زیان بار اعمال آن‌ها چه خواهد بود.
به اعتقاد این جامعه شناس، برای اصلاح این روند در ابتدا  نیاز است که مواردی در قانون بازنگری و اصلاح  شود، ثانیا و مهمتر ازمورد اول به اجرای صحیح  و بدون تبعیض قانون نیازمندیم که این امر  مجریانی عادل می طلبد و همچنین فرهنگسازی و آگاهسازی در این حوزه بیشتر به عهده ی نهادهای فرهنگی اجتماعی مدنی مثل سازمان های مردم نهاد، احزاب و تشکل های سیاسی است.  به گفته او،رسانه‌های ارتباط جمعی نیز در الگو سازی و اصلاح رفتارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نقش موثری ایفا می‌کنند.
به هر صورت انتخابات تمام شد و پس از اعلام نتایج بسیاری شگفت زده شدند؛ چراکه نه چهره‌ها و نه صاحبان ستادهای تبلیغاتی مهیج و پر سر و صدا هیچ یک  موجب پیروزی در انتخابات نبودند. بی توجه به نتیجه و راهیابی جریان های سیاسی به شورا و چینشِ افراد پیروز، یکی از مهمترین نشانه ها و نتیجه های برآمده " افزایش حیرت انگیز شعور و فهم سیاسی مردم"  بود؛ فهم سیاسی که در بعضی موارد از تفکر و تحلیل برخی کاندیداها که به زعم خود شیوه‌های جذابی را برای رای دهندگان انتخاب کرده‌بودند، پیشی گرفت و این در تاریخ ثبت می‌شود.

حدیث حیدری

چهارشنبه 10 خرداد 1396
07:08:31